تصویری از عمق تاریخ . . .

عکس بسیار عجیبی است.

روی این تصویر میشه اسامی مختلفی گذاشت و البته میشه از زوایای مختلفی اون رو مورد ارزیابی قرار داد.

 پادشاه ایران در مأوای یک روستایی و در کنار خانواده او نشسته است.

 نبود مادر رو هم احتمالا باید به حساب سر زا رفتن مادر گذاشت.امکانات حداقلی در شهرها هم به طور عادی وجود نداشت؛ روستا که جای خود داشت.

اما اونچه که توی این عکس خیلی دقیق به عمق دو فرهنگ اشاره داره؛  توجه منو جلب کرده.

 توجه من به قاب های عکس خط نیفتاده روی طاقچه روستایی که تصویر شاهنشاه در اون خودنمایی می کنه نیست؛  به نوع نشستن روستایی هم نیست. نگاه غریبانه دخترک و ترس پسرک هم با اینکه یک نوستالژی تاریخی رو به نظاره نشسته هم مطلب مورد نظرم رو منعکس نمی کنه.



نگاه من دقیقا روی کفشای آریامهر و همسردورگه ایشونه. 

فرشی که روستایی هر روز سه مرتبه صبح و ظهر و مغرب بر روی اون به عرش میره اینک نیاز به تمیز شدن داره و شاهنشاه ما که بخاطر عوام فریبی مجبور شده لحظاتی رو کنارشون باشه و  از ترس اینکه نکنه خدایی ناکرده سندروم غربتی بودن او رو نگیره خودشو مثل پسرک سرمازده ای جمع کرده این رو نه می دونه و نه متوجه میشه.

و این همون تفاوت فرهنگ هاست و اینجا فرهنگ ها فرسنگ ها از هم دورند به دوری نگاه دخترک روستایی و شاهنشاه ما که هرچند هر دو به یکجا خیره اند اما ...

نظرات طبق معمول تایید نمیشن

تا بعد

از چه وقت ایران ایران شد

در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیه‌ای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژه‌های پرشیا، پرس و پرسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.

به گزارش تاریخ ایرانی، تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین می‌شناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه‌ای از روشنفکران باستان‌گرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقی‌زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند.

سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد. این پیشنهاد در دی‌ماه ۱۳۱۳ شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت. این تصمیم بعد از ۷۶ سال هنوز هم محل مناقشه است. مخالفان این تغییر معتقدند که ایران نمی‌تواند آن بار معنایی، فرهنگی و تمدنی‌ای را که در اصطلاح «پرشیا» نهفته است و غیر ایرانیان از دیرباز با آن آشنایی دارند، منتقل کند.

گروهی معتقدند که رضاشاه فقط به دلیل سیاسی برای تثبیت حکومت اقتدارگرایانه خود چنین تصمیمی گرفته است. این دسته از تحلیلگران می‌گویند اصل اقدام را باید متوجه جمعی از نخبگان فرهنگی و سیاسی آن دوره از جمله افراد ذکرشده دانست که در اقتدار حکومت رضاخانی منافع خاص خود را نیز جستجو می‌کردند. 

جربزه و طلب حوائج

با یه کوله بار پر منتها پر از گناه ، می رم داخل مسجد، اینقدر این کوله سنگینه که پاهام داره زیرش طاقتش رو از دست میده.

مردم دارن گریه می کنن، به هر جون کندنی شده می خوام یه جایی اون گوشه کنار برای خودم دست و پا کنم ...طبق معمول پیدا نمی کنم ...سرمو می گیرم بالا و می گم خدایا تو که می دونی ما جربزه یه جا پیدا کردنم نداریم حالا چرا هی به رخم می کشی ؟! توی همین به قول رفقا اتصال حس می کنم یکی آروم دست گذاشت روی زانوم ، عرش رو بی خیال می شم و نگاهم رو می اندازم به فرش ، خدا رو شکر یکی از بچه ها ما رو شناخت ؛ یه تکونی به خودش داد تا واسه منم جا درست کنه، منم یه تشکراز خدا (الحمدلله و شکرا له)می کنم و خودمو می چپونم بین خلا ایجاد شده

مستقیم سرمو می برم بین زانو هام ؛ هنوز وسط روضه است ، گریم می گیره نمی دونم به حال زار خودم گریه کنم ، از اوضاع جامعه بنالم یا برای اربابم و مصیبتای روز عاشورا ؟مگه میشه زیر این همه بار گناه باشی و بدونی و بخوای شیعه باشی و گریت نگیره ؟خوب می دونم که اگه اینور گریه نکنم و وسط گریه عهد توبه رو با خدا نبندم ، اونور بد فرم گریمو در میآرن و اگه اینور ازین راه های میونبر استفاده نکنم، اونور................

 

 

 

بگذریم

دوستان ، این چند خط بالا رو نوشتم که یه چیزی رو خدمتتون عرض کنم ؛

اونم این نکته است که فکر نکنید گریه و زاری توی عزای امام حسین علیه الصلاه و السلام و ایام محرم با بقیه مراسما یکیه ( البته می دونم که اکثرتون المنه لله در این زمینه استادید اما خوب بعضی از دوستان یه سری سوالات در این زمینه کرده بودن که.....)خدا چند تا چیز رو راه میونبر بخشش و بخشایش قرار داده و یکی از مهمترین و محبوبترین راهها برای طلب حوائج و بخشوده شدن گناهان همین گریه بر حسین علیه السلام و عزاداری و یاد آوری شهادت سالار شهیدان  و یاران مروارید گون و با وفاشه .البته ذکر این مطلب خیلی ضروری  به نظر می رسه که هر چقدر این عزاداری آگاهانه تر و با معرفت بیشتری باشه هم ثوابش بیشتره و هم اثری که روی اعمال ما داره وسیعتر و ماندگارتره.

بالاخره پیدایش کردم

کجاوه ها (باربند شتر) را روی هم می چینم
مثلا آمده ایم حج !
خدایا!برای همه رسول فرستاده ای ،برای ما هم رسول فرستادی؛ موسی از میان دریا برای امتش راه درست می کند،عیسی کور های قومش را شفا می دهد؛آن وقت رسول الله می گوید وسط بیابان خم آنهم در این گرمای طاقت فرسا پیاده شوید کجاوه های شترانتان را روی هم بچینید!چه می دانم؟اگر از این عقل ها داشتیم که رسول خدا می شدیم!بهتر است سخن فرستاده خدایم را سریعتر انجام دهم........

 

بقیه مطلب رو در ادامه مطلب بخونید

همین

یا حق

 

 


ادامه نوشته

این دولت ما، دولت تدبیر و امید است

این دولت ما، دولت تدبیر و امید است
در دست رییسش به خدا شاه کلید است!
 
 
هر قفل که باشد به کلیدش بگشاید
در طرح سخن، صاحب اقوال سدید است
 
 
در راه و روش معتدل و نیمه ولرم است
نابودگر تندی و افراط شدید است!
 
 
کابینه‌ی او شاکله اش مثل قدیم است
پیران کهن سابقه و ریش سپید است
 
 
چون از سنه اکثرشان شش ده رفته
افراط و خطاکاری از این قوم بعید است!

 
 
افعال پر از حاشیه از فکر جوان است
در کله پر آتش او فکر پلید است!
 
 
امّا هنر ریش سفیدان زبردست
ایّام پر از آتیه و بخت سعید است
 
 
القصه که یاران حسن جان همه نیکند
این تجربه‌ی گردش دوران مدید است
 
 
در پست وزارت شده "دهقان" فداکار
با سابقه در کرسی بنیاد شهید است
 
 
از "زنگنه" پرسند که او هست چه کاره
مسؤول فروشندگی نفت سفید است
 
 
"اسحاق" که دنیا بگرفته است به یک مشت
در جایگهی مرتفع و رکن مجید است
 
 
چون رستم دستان بکشد دیو تورم
او "طیبِ"بی حاشیه و گفت و شنید است
 
 
درباره یارانه نظر داده اخیراً
فرموده تورم برِ یارانه مرید است
 
 
این قصه دراز است، اگر نیک بگویم
پایان شبِ دولت آینده سفید است
 
 
کافیست که تا صد بشماری همه حل است!
در فکر نیاری که همه وعد و وعید است!
 
 
گر شک بکنی چوب فلک بر تو ببندم
چون دولت ما دولت تدبیر و امید است!
 
 
 
*شعر از سید علی (احسان) گتمیریان

یک نفس از کوفه تا تهران

همیشه فکر می کردم چگونه می شود شیعه در برابر امامش صف آرایی کند و این اسوه طهر را براحتی ذبح کند !

اما به نظر از چند روز پیش باید کمی پخته تر به این مقوله نگاه کنم ....



اینجا سرزمین اشغالی نیست.

این عکس یک بانوی فلسطینی نیست . بحرینی نیست. اصلا عرب نیست.فارس است.

 در قلب تهران و در میدان پونک ؛ بخاطر امر به معروف و نهی از منکر و به جرم زینت بدنش به یادگار زهرای مرضیه با او چنین کردند.

آنقدر از تند رویها گفتیم و گفتیم تند است و خوب نیست که امروز اینچنین بر تارک چادر می تازند. آنهم نه یهود و نصاری ؛ که جوانی شیعه که فقط یک گناه دارد . او نه علی را می شناسد و گمان می کند می شناسد و نه زهرا را درک نموده است و گمان می کند درک کرده است.

اگردیروز انسانی به نام حسین و بخاطر جانبداری از حق ذبح شد ؛ هان ای دل عبرت بین که یادگار حسین و زینب در رستاخیر ذبح عظیم است. این اتفاق از منظر یک مردم نگار معلول است و نشانه بیماریی در حال پیشرفت ... پس باید به گونه ای دیگر دید.....

راستی می دانید سانتافه ها چه نقشی در بر اندازی حکومت اسلامی اندلس (اسپانیا) داشتند؟

دم خروس

تاريخ ز تکرار خودش گريان است

با نوح بگو که نوبت طوفان است

از مرقد حجربن عدي فهميدم

از چيست مزار فاطمه(س) پنهان است

در حمله به بارگاه ملکوتي حجر و ربودن پيکر او نکته اي هم برملا شد. حجر هنوز زنده است و در برابر آل ابوسفيان و آل زياد و آل مروان زمانه مقاومت مي‌کند و برخلاف زمانه او که کالاي امثال ميثم و حجر بازاري نداشت امروز اين کالا سکه رايج است. حجر يک عبد زاهد مجاهد بصير ولي‌شناسي بود که زرق و برق کاخ‌هاي سبز و سرخ شام او را جبون و يا مفتون نساخت و تا پاي جان به افشاي آنان ادامه داد.
با همين تصوير امروز به جبهه مشترک «قارون‌هاي شهوت‌ران» عرب و «گلادياتورهاي خونريز» نگاه کنيد. پادزهر آنان مقاومت امثال حجر است و اين همان است که امروز از ايران تا عراق، سوريه، لبنان، يمن، فلسطين، بحرين، کشمير و... عرصه را بر قارون‌ها و گلادياتورها تنگ کرده است. آنان که از پس حجر زمانه برنمي‌آيند سراغ نسخه صدر اسلام مي‌روند و عقده‌گشايي مي‌نمايند. مگر نه اين است که در هفته‌هاي اخير صدها نفر از اين گلادياتورهاي اجير شده قارون‌هاي شهوت‌ران در مصاف با ملت و ارتش سوريه به هلاکت رسيدند؟
از يک منظر ديگر حمله به مرقد و بدن مطهر حجربن عدي يک نقشه حساب شده آمريکايي- اسرائيلي است. يکي از مراکز تخصصي آمريکا که به وزارت امور خارجه اين کشور تعلق دارد دو سال پيش در تحليلي نوشته بود: «با جنگ مذهبي ما مي‌توانيم جان نيروهاي خود را حفظ کنيم و ضربات سختي را به حريف وارد کنيم بدون آنکه متحمل هزينه‌هايي شبيه هزينه‌هاي جنگ افغانستان و عراق بشويم.» از نظر سرويس‌هاي اطلاعاتي، حمله به مرقد بزرگان شيعه، شيعيان و علويان سوريه را بر عليه اهل سنت وارد ميدان مي‌کند و متقابلا سنيان را به جنگ با شيعيان ترغيب مي‌کند. مدت‌هاست که سرويس‌هاي اطلاعاتي آمريکا، انگليس، فرانسه، ترکيه،‌ عربستان، قطر و رژيم صهيونيستي به اين جمع‌بندي رسيده‌اند که با اقدامات يک طرفه تروريستي و در شرايطي که فقط ارتش سوريه در برابر تروريست‌ها قرار دارد، نمي‌توان اميدي به سقوط بشار اسد داشت. چرا که از يک سو چنين جنگي مشروعيت اخلاقي و سياسي ندارد: چرا که بدست گرفتن اسلحه و مقابله مسلحانه با ارتش قانوني يک کشور در هيچ کجا مشروع نيست اما اگر درگيري دو طرف مردمي داشته باشد، دشمن بيروني بدون تحمل تلفات سنگين و هزينه‌هاي کلان، اهداف خود را دنبال مي‌کند.

طبق معمول نظرات تایید نمی شود

بابا نوئل و امام حسین علیه السلام

فرهنگ ایرانی فرهنگی غنی و سرشار از داشته هایی است که اگر بخش کوچکی از این میراث فولکلور(فرهنگ،گویش و رفتار عامه )را همین کشورهای دور و بر ما داشتند ؛ غریوشان گوش فلک را کر کرده بود......

(ناگاه دخترک چرت سر شب مرد را می شکند ....)

-          بابا

-          بله دخترم !؟

-          بابایی ، بابا نوئل کیه ؟ چرا برای من برای من هدیه نمی آره ؟

( و مرد در بهت این پرسش دخترک خود...)

-          بابا مگه مامان نمی گه هر سوالی داری از بابایی بپرس؟

-          اره بابایی

-          خوب ، پس چرا جوابمو نمیدی ؟!

 

 

 

( مرد بادی به غبغب خود می اندازد و رو به دخترک 5 ساله خود می کند)

-          دخترم ، بابا نوئل برای ما ایرونیا نیست ، چون هم عید ما یه وقت دیگه ایه هم ...هم اینکه ما خودمون ازین جور چیزا داریم.

-          بابا ، یعنی ما هم بابا نوئل واسه خودمون داریم ؟

-          بله خوشگلم داریم

-          اسمش چیه؟

-          اسمش ....

 

( اینجای قصه مرد به فکر فرو می رود ؛ به اینکه چقدر داشته های ما ایرانیان غنی است اما کو کسی که اینها را به نسل بعد منتقل کند ! اصلا مگر به ما منتقل شده است؟)

بقیه مطلب رو در ادامه مطلب بخونید...............................

        همین

 

یا حق

ادامه نوشته

تقسیم  یک  شادی

تا فراموشم نشده سلام
دیدن دوستان همیشه باعث خوشحالیه و سرور و شعف آدمی رو زنده می کنه .  من هر وقت دلم می گیره بلند میشم و به تک تک دوستای دبیرستانیم تلفن می زنم و به هر ضرب و زوری که شده دور هم جمعشون می کنم و یه دل عزا از بچگی نکردمون در میارم. البته درسته سالی یه بار یا نهایت دو بار ازین کارا میشه کرد اما خوب همون سالی یکی دو بارش هم برای من غنیمته.
امروز با یکی از دوستانی که خیلی برام محترم و عزیزه مشغول صحبت شدم و قرار شد همین روزا مهمون دسرهای خوشمزه اش باشم.
اما خبر اصلی رو وقتی از ایشون خدا حافظی کردم شنیدم و هنوز هم باورم نمیشه .

 

 

 

راستش بنده از سالیان قبل که با چت و اینترنت آشنا شدم سعی کردم با تقویت زبان انگلیسی و عربی به چت با عزیزانی بپردازم که خارج از این مرز و بوم هستن و به نوعی برای من تازگی دارن و شاید عقاید اونها بتونه محکی برای من؛ و عقیده من پردازشی بر عقاید اونها باشه.

امروز که تلفن زنگ خورد حسم بهم گفت که این صدای زنگ یه خورده فرق داره و وقتی گوشی رو برداشتم فهمیدم حسم درست بوده؛ پشت خط  یکی از همون دوستان بود که با لطف و عنایت خدا و ظاهرا طی بحث با بنده (و حقیقتا همون عنایت امام عصر که ما سربازشیم) به دین مبین اسلام گراییده  و عجیب اینکه بی خبر و یه دفعه ای به ایران اومده .

از اونجا که می دونم چقدر اونم توی این ایام براش سخته که به ایران بیاد؛ اما اومد و به من هم نگفت تا سورپریز بشم. 

خیلی خوشحالم.

خوشحالم که می تونم دوستی رو که علاقه ای عمیق به او و او به من داره اما تا به حال همدیگر رو ندیدیم رو ببینم .
اینکه خدمت رسیدم و این کلمات رو میگم تنها به این دلیله که خواستم مخاطبین عزیز و گرانقدر وبم رو در شادی خودم شریک کنم. البته همون پشت تلفن متوجه شدم که یک هدیه گرانبها هم با خودشون برام آوردن.

 البته  باید بگم چه هدیه ای گرانبها تر از خودشون و طی این راه دراز چندین ساعته 


زیاده زیاد شد


ان شا الله خودش میاد و متن مملو از شادی من رو می خونه

تا بعد دوستان گرامی


یا حق

پنج چیز

سلام

شکافنده علوم امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:

تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .
 

بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75، ص (167)

 

شهادت مظلومانه ایشون رو تسلیت میگم.

همین

یاحق

اینم حرفیه

سلام

حوثی ها قومی هستند که اونطور که مشخصه شیعه اند و در یمن سکنا گزیده اند و از اونچه که در اینترنت بر می آید اثنی اعشری نیستند و زیدی هستند

بگذریم

چند وقتی هست که این شیعیان پس از ترور رییس جمهور قبلی یمن با دولت دست نشانده یمن درگیری نظامی دارند وعربستان هم از همون اول با ادوات خودش و به تازگی با نیروهای نظامی خودش وارد این جنگ نابرابر شده .

نکته حائز اهمیت در این بین جوسازی رسانه ای شبکه ها و رسانه های عربی وابسته به طبف بندر بن سلطان در عربستان علیه ایران هست .رسانه هایی مثل الشرق الاوسط و الکفاح العربی و شبکه هایی مثل العربیه است.

تحلیل بنده یا شایدم نتیجه گیری بنده اینه که مطمئنا ایران با توجه به سیاست همگرایی خودش نه در یمن و در هیچ کشوری به صورت علنی نقش آلترناتیو رو بازی نمی کنه و حتی چندی پیش هم از فرستادن وزیر امور خارجه به یمن منصرف شد.

اما سوال اینه که پس این جو سازی چیه؟ این جو سازی رو بهش سیاست جلوگیری قبل از عمل میگن به این معنا که وهابی های افراطی که بدنه ارتش عربستان و رسانه مذکور رو در دست دارند از ترس (بخوانید از وحشت) کمک و حضور نظامی مغزهای متفکر عملیاتی ایرانی و لبنانی در یمن می خوان ایران رو از چنین کاری که یواش یواش داره به یه جور مانیفست تبدیل میشه باز بدارن

به قول پدرم اینم حرفیه

همین

یا حق

سیزدهم

 

سلام

سیزده آبان رو نمی شناسم

چون به نظرم شناختش نیاز به تورق ۵۵ جلد اسناد لانه جاسوسی داره

اما تبریک میگم اونم در حد شناختم

پس

روز برهمزدن چارچوب دیپلماسی غرب مبارک

اللهم عجل لولیک الفرج

 

همین

یاحق

غضنفر

سلام

می گن اگه انسان از تاریخ عبرت نگیره ، خود به جمع عبرت های تاریخ خواهد پیوست

چند روز پیش و توی نمایشگاه مطبوعات اتفاقی افتاد که همین رو نشون داد

پ.ن ۱: این وسط لباس شخصی هایی که اسلحه به دست و انگشت روی ماشه میون جمعیت هیچ کاری از دستشون بر نمی اومد معلوم شد که بسیجی نبودن.

پ. ن ۲ : حالا که غضنفر اصلاحات!!پیش مرگ دو یار غار امروزش شده ، باید دید این دو نفر ازین تست اجتماعی چه نتیجه ای گرفتن و چه برنامه ای دارن ، اما من فکر می کنم این حرکت خود جوش مردمی کاملا نقشه ها رو بر آب کرده باشه

پ . ن ۳: توی قم ساکن و باشی و رسانه داشته باشی و بدونی دین و دنیا دست ائمه و خاندان پاکشه و از حضرت معصومه ننویسی ! امیدوارم منو ببخشه ؛ ما که این همه پررو هستیم خدمت می رسیم و معذرت می خوایم

همین

یا حق

به بهانه روز کودک

سلام

راستش می خواستم از این چهار تا مدرک پاره خودمون یه استفاده ای بکنم و به قولی در مورد کودک بنویسم اما دیدم هرچی بنویسم و هی داخلش زیگموند زیگموند هم بکنم به یه کلمه از این حدیث حضرت رسول نمی ارزه .

 

اللهم عجل لولیک الفرج

حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماین : فرزندان خودتان را با آداب و رسوم خودتان بزرگ نکنید زیرا که ایشان برای زمانه ای غیر از زمانه شما آفریده شده اند.

همین

یا حق

  در راه به چه می اندیشیدی؟

 

شب را مهمان من بود.

هنگام افطار سه لقمه خورد و سپس تا طلوع فجر را به عبادت پرداخت.گاهی به آسمان می نگریست و ستارگان را از نظر می گذراند و کلمه استرجا را زمزمه می کرد.

بالاخره این شب به پایان رسید و هنگامه نماز شد و پدرم عزم خروج از خانه کرد.

چند مرغابی که هر شب در آشیانه خود می خفتند در حالی که بالهای خود را به این سو و آن سو می افشاندند؛ راه را بر پدر می بستند. گویی دلیل بی قراری اش را می دانند.

 

 

فرمود: این مرغها آواز می دهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله ها بلند خواهد شد.

گفتم : تنها نروید.

فرمود: اگر بلایی زمینی باشد خود به تنهایی بر رفع آن قادرم و اگر قضایی آسمانی باشد باید که جاری گردد.

و پس از آن رو به مسجد نهاد.

 

با خود گفتم :  او در راه به چه می اندیشد؟

                         

بقیه مطلب رو در ادامه مطلب بخونید و ضمنا من رو از دعای خیرتون در این شبها بی نصیب نذارید( خواهش برادر کوچکتون رو بپذیرید )

 

                                                                                                          همین

ادامه نوشته

رمضان

در دعایی كه این روزها می‌خوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذكر می‌كند: یكی تفضیل و تعظیم روزها و شب‌های این ماه است بر روزها و شب‌های ماه‌های دیگر، یكی وجوب روزه در این ماه است، یكی نزول قرآن در این ماه است و یكی هم وجود لیلة‌القدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلة‌القدر را عدل نزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده می‌كنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

بنابراین قدر لیلة‌القدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و كاری كرد كه ان‌شاءالله قلم تقدیر الهی در شب‌های قدر برای كشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن چنان كه شایسته‌ مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند.

فرمایشاتی از مقام معظم رهبری مد ظله العالی

همین

یا حق

به بهانه ولادتش

حسن بن علی بن ابیطالب با معاویه بن ابی سفیان صلح کرد که حسن متعرض معاویه نگردد به شرط آنکه او در میان مردم به کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و خلفای شایسته عمل کند به شرط آنکه پس از خود هیچکس را برای امر خلافت تعیین ننماید و مردم مسلمان، خود با شورا خلیفه تعیین کنند؛ و شرط کرد که مردم در هر کجای عالم که باشند از شام و عراق و حجاز و یمن از شر او ایمن باشند و جان و مال و زنان و اولاد شیعیان علی بن ابیطالب از معاویه در امام بماند. و نیز بر معاویه شرط شد که برای حسن بن علی و برادرش حسین و سایر اهل بیت و خویشان رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم مکری نیندیشد و آشکار و پنهان ضرری به ایشان نرساند و هیچ‌کس از ایشان را در هیچ کجای زمین نترساند؛ و شرط شد که دیگر علی را در قنوت نماز لعن نکنند چنان‌که تاکنون می‌کردند. خدا و رسولش بر این صلح‌نامه گواه گرفته شدند و عبدالله بن الحارث و عمرو بن ابی سلمه و عبدالله بن عامر و عبدالرحمن بن سمره بر آن شهادت دادند.

اللهم عجل لولیک الفرج

حسن جان ای کریم اهل بیت در این لحظات سرور هم آمیختگی میهمانی خدا و ولادت تو ما را نزد پروردگار عالمیان شفاعت نما.

آمین

یا حق

حکایت نخوردن و راه افتادن کار

«این نخوردن ؛ تومنی سنار و سه شاهی با گرسنگی های دیگه توفیق داره .من هر وقت جایی کارم گیر می افته ، خدا رو یاد همین روزا می اندازم ،زودی کارم درست میشه.»

اللهم عجل لولیک الفرج

نگران نشین این جمله از من نبود ! اما کسی که اونرو گفت ، خوب یادم انداخت که کسانی که به ظاهر هیچ صنمی با خدا و پیغمبرش ندارند ؛ چقدر می تونن از ماها که هزار تا اِهنُّ و تُُلُپُّ و ادعای خدا پرستی و دینداری داریم به اوستا کریم نزدیکتر باشند.

همین

راستی سلام

دلم برای ممد تنگ شده!

تا فراموش نکردم سلام

نمی دونم چرا این روزها خیلی به یاد ایام آزاد سازی خرمشهر می افتم.

شاید بخاطر شباهت زیاد ماجراهای شکل گرفته و نگرفته این روزها با اون ایامه.

اون روزها توی خرمشهر فقط بوی باروت بود و گوشت سوخته ؛مغزهای متفکر جنگ در جبهه دشمن که از قضا یکیشون هم عراقی نبود حتی یک لحظه هم فکر نمی کردند ، پروژه هایی که در چندین و چند جنگ ،اونهم در نبرد با ارتشهای تا دندان مسلح در جنگ جهانی دوم و بعد از اون سربلند بیرون اومده بود ،حالا جلوی چهار تا پابرهنه و یه پیرمردجواب نده!

کجایید ای بلاجویان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی

اما وقتی خرمشهر آزاد شدو بهتر بگم خداوند برش گردوند؛دو تا "چیز"بود که یکیش خیلی خیلی منو متعجب ودیگری منومتاثر کرد.

اولی این بود که همه سردمدارای اون موقع دنیا ،انگار که یه مشت فلفل قورت داده باشند ،یه دفعه با هم شروع کردن به نطقهای سیاسی وخط و نشون کشیدن و  تحت فشار گذاشتن ایران و جالبتر اینکه یه مدت بعد همون ها با همون سرعت، شروع کردند به فرستادن سران کشورهای مثلا دوست به عنوان گسیل و نماینده و پیک !با این عنوان که جنگ بده ، جنگ "اخ" هست ،جنگ جیزه وبیایید تمومش کنیم والی آخر .

دومی هم جای خالی "ممد بود(شهید محمد جهان آرا) این احساس اونقدرروی من تاثیر گذاشت که نکته اول رو از یاد بردم.

این روزها توی خیابونای تهران توپ و تانک نیست ،اما دشمن هست (بد فکر نکنید تا آخر بخونید)؛دشمنی با چهره ای دیگرگون ولی با همان ذهنیت ها .

او هنوز هم خیال می کنه که پروژه ای که دربین مردم چند کشوربا عرض معذرت گرسنه و تازه از زیر گرده سوسیالیسم رها شده برگزار شده و به کمک چند ده میلیون دلار و چند موضع گیری رسمی و غیر رسمی غرب به نتایج دلخواه رسیده  ،می تونه در کشوری چون ایران با مردمی ریشه دار با عقایدی ضد فرهنگ غرب و با روحیه ای برگرفته از راه سیدالشهدا همان برنامه رو با کمی پیاز داغ بیشتر برگزار کنه.

این روزها در خیابان های تهران بوی باروت نمی اید اما بوی خیانت می آید ،بوی ساده لوحی و بوی کوفه....

و من دوباره دلم برای "ممد" تنگ شده

همین

یا حق

چگونه با رای تمام مردم آتن به سقراط شوکران نوشاندند؟

 

درجواب کامنت پست قبل و تحلیلی دیگر

دوست من

ندانسته نباید سخن گفت و آنهم با این اصرار

اول گفتی و گفتندرنگ سبز را صدا و سیما به ائمه نسبت داده است!در مورد رنگ سبز در روایات آمده که رنگ سبز نشان ائمه بوده و در مقابل رنگ سیاه که نشان بنی عباس بوده بکار می رفته است پس ندانسته ریشه را د رصدا و سیما ندانیم!

نمونه برجسته دموکراسی پیشنهادی بعضی از کاندیداها!!!!!

دوم گفتی و گفتندرییس جمهور دروغ گفت آنهم به اندازه جهان. دوست من،تو معنای یک جهان دروغ را میدانی؟ اگر می دانی لیست صد دروغ وی را بر من بازگو و بدان که من نود سیاسی را دیده ام و می دانم که این فیلم دیگرگون نشان دادن واقعیت است .ضمن اینکه اگر فرد سازنده فیلم مذکور خیر خواهی داشت قدری زودتر این را به مردم نمایان می نمود!!!

سوم گفتی و گفتند۱۷نقد وتحلیل از آقای موسوی عنوان شده مثل اینکه شما متوجه نشدید که برنامه ریزی کلان یک جامعه با نقد افراد و برنامه های دیگران متفاوت است و هنوز نخواندی که نوشتم برنامه های دقیقه نود خود را از روی متن برای ملت می خواند ! این نشانه چیست؟ آیا نشانه این نیست که این برنامه ها نوشته خود او نیست؟!

چهارم گفتی و گفتندنمی گویند در کوی دانشگاه شهید داده ایم اینکه به تو نمی گویند که در کوی دانشگاه دستگاه های جاسوسی یافته اند به همان دلیل است که نمی گویند کسی شهید! شده است.

مورخان معتقدند کوروش یکی از پیامبران خدا بوده است

پنجم گفتند شهادت حضرت زهرا رحلت است!من می دانم تفاوت رحلت و شهادت چیست اما گوشه ای از این تفاوت این است که بخاطر چند صد هزار رای دست خونین دو مغصوب آل علی را بشوییم و برایش سلام و صلوات نثار کنیم .آیا می دانی یکی از شرایط شیعه بودن اعلام برائت از دشمنان آل رسول است؟ اگر می دانی من و تو را چه شده بخاطر موجی زود گذر دست از زهرای اطهر می شوییم و ......بگذریم.

ششم آقای موسوی چندی پس از آمدنش و تا روز رای گیری و پس از آن خود را مسوول صیانت از آرای مردم می دانست! از تو می پرسم؛ چرا؟ چرا درحالی که مردم تهران هنوز رای های خود را به صندوق می انداختند، رسانه های خارجی و داخلی را جمع کرد و خود را رییس جمهور خواند؟این بلحاظ قانونی و حقوقی بدان معناست که بگوید من همه آرا شمرده ام و رییس جمهور من هستم!آیا اینگونه است یا فشار اعوان و انصار جدید ایشان موجبات چنین حرکتی را فراهم آورد؟

هفتم گفتی و گفتندتمام کائنات جلوی او قد علم کردند ! دوست من خودمان را گول نزنیم تمامی تحلیل های ژورنالیستی بی بی سی فارسی قبل و بعد از انتخابات وصدای آمریکا بعد از انتخابت و  تمام لشکر زر و زور و تزویر (همان که مردم در کوچه و خیابان به او لعنت می فرستند و همان که بخاطر خوردن و بردنش من طلبه را به حیف و میل بیت المال متهم می سازند) پشت سر او بودند حتی او در محضر ملت بر سر مجری مناظره فریاد گشید که سه برابر من به احمدی نژاد وقت بدهید ومن جلوی ملت ایران و حاج آقای کروبی می گویم سه برابر من به او وقت بدهید و  بعد از آن همین موضوع را جرزنی سیاسی دانست! تو خیال می کنی مردم ما نمی فهمند

تعریف مهندس موسوی از رمالی چیست؟!!!

هشتم گفتی از چه ناراحتی من بشخصه از کسی ناراحت نیستم و همه "چیز"را به خداواگذار نمده ام ، اما سرک کشیدن ها را میبینم مخصوصا چون یکی از امورات بنده در مورد خبر است خبرهایی به دستم میرسد که .......باز هم بگذریم.

نهم عجبا که تو نیز شانتاژ را خوب بلدی نامه من به یک روسپی چه ربطی به انتخابات ریاست جمهوری دارد شاید همان ارتباطی که آقای موسوی به لرستان و آذربایجان دارد!

راست می گفت افلاطون ایراد دموکراسی همین است سوار کردن مردم بر موجی از احساس
دوست من می دانی چگونه با رای تمام مردم آتن به سقراط شوکران نوشاندند؟

دوست من ،من و تو ایرانی هستیم ،من هیچ توهینی به تو نکردم و امید که توهینی نیز از جانب تو و دوستانت نبینم هرچند که به این وبلاگ هم رحم نکردند و دست به هک آن زدند.

همین

یا حق