باسمه تعالی
مطالبی که بنده در پست قبل عرض کردم ، تنها در جهت ذکر اهمیت فقیه در لسان ائمه اطهار علیهم السلام بود.
اما در این پست به بررسی روایات معتبری در همین باب می پردازم:
امیر مومنان علی علیه السلام نقل می کنند که « رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:پروردگارا جانشینان مرا رحمت کن. و این را سه بار تکرار نمودند.شخصی پرسید:یا رسول الله جانشینان شما کیستند؟حضرت فرمود:کسانی که بعد از من می آیند،حدیث و سنت مرا نقل می کنند و آن را پس از من به مردم می آموزند».
چند نکته در باب این حدیث:
اول این حدیث شامل کسانی که تنها به نقل حدیث می پردازند و به بررسی آن و صحت و سقم و تشخیص سره از ناسره نمی پردازند اختصاص ندارد به دو دلیل:
1- زیرا کسی که معنا و مفهوم حدیثی را نفهمد و تنها ظاهر روایتی را برای دیگران بخواند نشر علم نداده چرا که ممکن است روایت نا صحیحی را به منظر نظر مردم برساند و ره نسلهای متمادی بشر را به بیراهه ببرد همچنانکه برده اند از پیامبر اکرم نقل شده است که« چه بسا حاملان دانشی که به دانش محمول خود آگاه نباشند و چه بسا دربردارنده دانشی که آنرا به آگاهتر از خود رساند».پس آموزش و نشر اسلام و سنت رسول با نقل روایت متفاوت است.
2-از طرفی کسی که سیره و سنت رسول را نشر می دهد می بایست سنت و سیره رسول را بشناسد و آنرا از غیر سیره تشخیص دهد . علوم خاصش را بداند مطلق و مقید حدیثی ،عام و خاص و تخصیص و مخصص را بشناسد تا صحیح را از سقیم تشخیص دهد و بالاتر از آن می بایست به احکام اسلامی (در باب حدیث موضوعه) احاطه داشته باشد چرا که چه زمانی از روی متن خواندن شیمی و فیزیک موجبات نشر این علوم را فراهم می آورد که سیره نبوی که بسیار وسیعتر و گسترده تر است را فراهم آورد.

دوم در دلالت این حدیث بر ولایت داشتن فقیه شکی نیست ؛ چه ، ناشران اسلام که همان فقهایند (البته بحث لفظ ندارم ناشران اسلام را هر چه می خواهید بنامید اما امروز و در عصر غیبت یگانه مرجع شناخت احکام اسلام علومی است که فقیه آنرا می آموزد و در نهایت کوشش(اجتهاد) احکام را استخراج و جویده شده به مسلمانان تحویل می دهد) بر مبنای این حدیث خلیفه و جانشین پیامبرند ومعنای خلافت و جانشینی نه گوشه نشینی و کنج عزلت گزیدن که نشستن بر مصدری است که پیامبر بر آن تکیه زده بود(صبر کنید و تا آخر بخوانید)
اما نکته بسیار مهم این است که عقل سلیم میان مقام یک فرد نزد خدا ،عظمت شخصیت او ،توانایی او ، فرستاده بودن او و در یک کلام رسول اسلام بودن او و منصب حکومتی خداداد او تفاوت قائل است و جانشینی پیامبر اکرم نه جانشینی در پیامبری که جانشینی در رهبری جامعه است (حضرت علی علیه السلام می فرمایند مردم چاره ای جز داشتن رهبر و امیر ندارند چه نیکو کار باشد و راستگو و چه بد کار باشد و تباه کننده).
تعداد احدیث در این زمینه کم نیست و دلالت بعضی از آنها بسیار روشن تر از این حدیث سراسر نور است که به جهت به درازا نکشیده کلام و در صورت نیاز در پست های بعد عرض خواهم نمود.
همین
یا حق