به همبن سادگي شيعه شدند
سلام
در ادامه مباحث چند پست قبل درباره نقد نظریات پیدایش شیعه و نقش ایرانیان در این پست بحث رو به امید خدا تموم می کنم.
عده ای از مستشرقین در بررسی علل و عوامل گرایش ایرانیان به مکتب تشیع سخن از ازدواج امام حسین علیه السلام با شهربانو دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی به میان آوردند.به نظر این دسته که گاها ملی گرایان ایرانی هم بر این طبل تو خالی کوبیده اند ، وجود ارتباط خانوادگی! بین بازماندگان آخرین پادشاه ساسانی و خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که ایرانیان را به تشیع گرایانده است!و حتی بعضا نقش سلمان فارسی را نیز در این ازدواج مطرح کرده اند.
در کاوشی بر پایه علم پیرامون این موضوع ابتدا باید این مساله را مورد توجه قرار دادکه واقعه مورد بحث ما از دیدگاه تاریخی تایید نشده است و گذشته از عدم انطباق این اتفاق با تاریخ ،در مسانید مربوط به ناقلان این موضوع افراد غیر معتمدی وجود دارند که عموما موجب کنار گذاشتن روایات می گردند.
علامه شهید مرتضی مطهری و دکتر سید جعفر شهیدی با دیدی تردید آمیز و حتی رد گونه به این واقعه نگریسته اند.از جمله دلایل دکتر شهیدی فاصله سی ساله تولد امام سجاد علیه السلام به عنوان فرزند این ازدواج با زمان ذکر شده ازدواج شهربانو و امام حسین علیه السلام است.

شهید مطهری در همین باره می نویسد:چگونه است که ایرانی به یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی که از پایتخت تا مرو گریخته،پناه نداده و عاقبت از بی پناهی به دست آسیابانی کشته می شود، امااهل بیت پیامبر را به دلیل پیوند با یزد گرد معزز و محترم می شمارد؟حتی به فرض قبول صحت اين مساله هيچ يك از ايرانيان مقامي والاتر براي شهربانو نسبت به ساير مادران ائمه قائل نيستند و از طرفي روي آوردن ايرانيان به مكتب تشيع به خصوص از قرن سوم به بعد شدت گرفت و اگر شايعه شاهزادگي ائمه اطهار عليهم السلام امري قريب به صحت باشد اين سوال مطرح مي شود كه چر ادر اين فاصله چند ساله ، ايرانيان به تشيع گرايش چنداني نداشتند؟
اما حقيقت موضوع چيست؟
روح تشنه ايراني آن زمان در ولع عدل و مساوات و سرخورده از نا مردمي خلفاي بعد از رسول بود و عدل و مساوات اسلامي آنهم اسلام ناب كه تنها نزد ۱۴ ستاره درخشان خداوندي يافت مي شود ايرانيان را به سمت و سوي خود كشيد و شميم و عطر بوي خود را هرچند به تدريج و در عرض چند صد سال اما در نهايت در سراسر فلات قاره ايران پيچاند.
ايراني كه همواره عقل را سر منشا تحولات خود قرار مي داد و مي دهد در قياس رفتار خلفا و بعد ها امويان با موالي (ايرانيان) كه نشان از تبعيض و حقارت داشت در كنار رفتار عدل مصور امير مومنان علي عليه السلام و دوري از توهين و تحقير و زندگي بي آلايش و ساده وي ،سرور خود را در سرير شيعگي علي يافت و با همين نگاه و به همين سادگي شيعه شد و شيعه ماند.
اگر از موتورهاي جستجو وارد شديد اينجا را كليك كنيد تا به صفحه نخست برويد
همين
يا حق
سلام من علی رضا ب.د