چرا قرآن تحريف نشده است؟

سلام

من با خودم قرار گذاشتم در هر موردي بيشتر از ۵ نفر از بنده يك سوالي رو بكنند در اون مورد هرچند ناگهاني يك پست بگذارم . از همين اولش بگم اگه خونديدش ( كه فكر كنم كلش ۴ دقيقه طول بكشه) تا آخرش رو بخونيد.

جمع و تاليف قرآن به شکل کنوني،در يک زمان صورت نگرفته،بلکه به مرورزمان و به دست افراد و گروه‏هاي مختلف انجام شده است.ترتيب،نظم و عدد آيات‏در هر سوره در زمان حيات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و با دستور آن بزرگوار انجام شده وتوقيفي است و بايد آن را تعبدا پذيرفت،و به همان ترتيب در هر سوره تلاوت کرد.

هر سوره با فرود آمدن‏«بسم الله الرحمان الرحيم‏»آغاز مي‏شد و آيات به ترتيب نزول درآن ثبت مي‏گرديد،تا موقعي که‏«بسم الله... »ديگري نازل مي‏شد و سوره ديگري آغازمي‏گرديد.اين نظم طبيعي آيات بود.گاهي اتفاق مي‏افتاد پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله-با اشاره‏جبرئيل-دستور مي‏داد تا آيه‏اي بر خلاف نظم طبيعي در سوره ديگري قرارداده شود.

ولي درباره نظم و ترتيب سوره‏ها ميان اهل نظر اختلاف است.سيد مرتضي‏علم الهدي و بسياري از محققين و از معاصرين آيت الله خويي بر آنند که قرآن‏هم چنان که هست،در زمان حيات پيامبر صلي الله عليه و آله شکل گرفته است.زيرا جماعتي قرآن را در آن عهد حافظ بوده‏اند و بسيار بعيد مي‏نمايد که مساله‏اي با اين اهميت راپيامبر اکرم صلي الله عليه و آله رها کرده باشد تا پس از وي نظم و ترتيب داده شود.

اما نكته اينكه لازمه حفظ همه قرآن ترتيب فعلي آن نيست ضمن اينكه اهميت اين مساله چندان‏روشن نيست،زيرا آن چه مهم است تکميل سوره‏ها و مستقل بودن هر سوره ازسوره ديگر است تا آيه‏هاي هر سوره با آيه‏هاي سوره‏هاي ديگر اشتباه نشود.اين‏مهم در عهد پيامبر صلي الله عليه و آله صورت گرفت.اما ترتيب بين سوره‏ها تا هنگام پايان يافتن‏نزول قرآن امکان نداشت،زيرا پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله تا در حال حيات بود هر لحظه‏احتمال نزول سوره‏ها و آيه‏هايي مي‏رفت.بنا بر اين طبيعي است که پس از ياس ازنزول قرآن،که به پايان يافتن حيات پيامبر وابسته بود،سوره‏هاي قرآن قابل نظم وترتيب خواهد بود.

بر اين اساس،بيش‏تر محققين و تاريخ نويسان بر آنند که جمع و ترتيب سوره‏هاپس از وفات پيامبر صلي الله عليه و آله براي نخستين بار بر دست علي امير مؤمنان عليه السلام سپس‏زيد بن ثابت و ديگر صحابه بزرگوار انجام گرفت.و در مجموع شايد بتوان گفت که‏عمل جمع قرآن به دست صحابه،پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله از امور مسلم تاريخ‏است.

علي عليه السلام نخستين کسي بود که پس از وفات پيامبر صلي الله عليه و آله به جمع قرآن مشغول‏گرديد.بر حسب روايات،مدت شش ماه در منزل نشست و اين کار را به انجام‏رساند.ابن نديم گويد:«اولين مصحفي که گرد آوري شد مصحف علي بود و اين‏مصحف نزد آل جعفر بود».سپس مي‏گويد:«مصحفي را ديدم نزد ابو يعلي حمزه‏حسني که با خط علي بود و چند صفحه از آن افتاده بود و فرزندان حسن بن علي‏آن را به ميراث گرفته بودند» (2) .محمد بن سيرين از عکرمه نقل مي‏کند:«در ابتداي‏خلافت ابو بکر،علي در خانه نشست و قرآن را جمع آوري کرد».گويد:«از عکرمه پرسيدم:آيا ترتيب و نظم آن مانند ديگر مصاحف بود؟آيا رعايت ترتيب نزول درآن شده بود؟گفت:اگر جن و انس گرد آيند و بخواهند مانند علي قرآن را گرد آورند،نخواهند توانست‏».

جمع زيد بن ثابت

وصيت پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله جمع قرآن بود تا مانند تورات يهود در معرض ضايع‏شدن قرار نگيرد (5) .علي عليه السلام پس از رحلت پيامبر از وصيت تبعيت کرد و به اين مهم‏پرداخت و آن را عرضه داشت،ولي به دلايلي پذيرفته نشد.اما از آن جايي که قرآن‏اولين مرجع تشريع آيين اسلام و زير بناي ساخت جامعه اسلامي است،ضرورت‏داشت‏خلفاي وقت از ديگر کاتبان کلام الهي استفاده کنند تا با جمع قرآن از روي‏قطعات چوب و استخوان و سينه‏هاي حافظان قرآن،آن را ضبط کنند.و خلا ازدست رفتن هفتاد تن و بنابر قولي چهار صد تن از حافظان قرآن را که در جنگ يمامه‏به شهادت رسيدند،جبران کنند (6) .

بنا بر اين ابو بکر از زيد بن ثابت‏خواست تا قرآن را جمع آوري کند.زيد مي‏گويد:

«ابو بکر مرا فرا خواند،و پس از مشاوره با عمر-که در آن جا بود-گفت:بسياري از قاريان و حافظان قرآن در حادثه يمامه کشته شده‏اند و بيم آن مي‏رود که در مواردديگر نيز گروهي ديگر کشته شوند و قسمت عمده قرآن را از بين برود.آن گاه‏جمع آوري قرآن را مطرح ساخت.گفتيم:چگونه مي‏خواهيد کاري کنيد که پيامبر صلي الله عليه و آله‏آن را انجام نداد؟گفتند:«اين کار ضرورت دارد و بايد انجام شود.و آن اندازه سخن‏گفتند و به من اصرار ورزيدند تا آن را پذيرفتم.آن گاه ابو بکر به من گفت:مي‏بينم که‏جوان عاقلي هستي و هرگز ما به تو انديشه ناروا نمي‏داريم.تو کاتب وحي رسول‏خدا بودي،اين کار را دنبال کن و به خوبي انجام ده‏».زيد مي‏گويد: «سنگيني اين کارکه بر من تحميل شده بود از تحمل کوه گران سخت‏تر بود،ولي به ناچار آن را پذيرفتم‏و قرآن را که بر صفحاتي از سنگ و چوب نوشته شده بود،جمع آوري کردم‏» (7) .

روش زيد در جمع قرآن

زيد به جمع آوري قرآن مشغول شد و قرآن را از صورت پراکندگي در آورد و دريک جا فراهم کرد.او اين کار را با هم کاري گروهي از صحابه انجام داد.نخستين اقدام‏وي آن بود که اعلام کرد:هر کس هر چه از قرآن نزد خود دارد،بياورد.يعقوبي‏مي‏گويد:«وي گروهي مرکب از 25 نفر را تشکيل داد» (8) و خود رياست آن گروه را برعهده گرفت.اين گروه هر روز در مسجد گردهم مي‏آمدند و افرادي که آيه يا سوره‏اي‏از قرآن در اختيار داشتند به اين گروه مراجعه مي‏کردند.اين گروه از هيچ کس،هيچ‏چيز را به عنوان قرآن نمي‏پذيرفتند،مگر آن که دو شاهد ارائه دهند که آن چه‏آورده است جزء قرآن است.شاهد اول نسخه خطي،يعني نوشته‏اي که حکايت ازوحي قرآني داشته باشد.شاهد دوم شاهد حفظي،يعني ديگران نيز شهادت دهندکه آن را از زبان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله شنيده‏اند.در اين جا دو نکته قابل توجه است:

1- از خزيمة بن ثابت انصاري (9) دو آيه آخر سوره برائت‏بدون شاهد پذيرفته شد، زيرا پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله شهادت او را به جاي شهادت دو نفر قرار داده بود (10) .

2- از عمر بن الخطاب عبارت‏«الشيخ و الشيخة اذا زنيا فارجموهما البتة...»که‏گمان مي‏کرد آيه قرآن است،پذيرفته نشد.از وي شاهد خواستند،نتوانست ارائه‏دهد و بر هر کس عرضه کرد انکار نمود که از پيامبر چنين چيزي شنيده باشد.عمر تاآخر عمر بر صحت آن اصرار داشت و هم واره مي‏گفت:«اگر مردم نمي‏گفتند عمرچيزي بر قرآن افزود،هر آينه اين آيه را در قرآن درج مي‏کردم‏».

بدين کيفيت،زيد آيه‏ها و سوره‏هاي قرآن را جمع آوري کرد و آن را از پراکندگي وخطر از بين رفتن نجات داد.هر سوره که کامل مي‏شد در صندوق چه مانندي از چرم‏به نام‏«ربعه‏»قرار مي‏داد تا آن که سوره‏ها يکي پس از ديگري کامل شد.ولي هيچ گونه‏نظم و ترتيبي بين سوره‏ها به وجود نياورد (11) .اين صحيفه‏ها،که سوره‏هاي قرآني بر آن‏نگاشته شده بود،پس از اتمام به ابوبکر سپرده شد. اين مجموعه پس از ابوبکر به‏عمر انتقال يافت و پس از وفات وي نزد دخترش حفصه نگهداري شد و هنگام‏يک سان کردن مصحف‏ها،عثمان آن را به رعايت گرفت تا نسخه‏هاي ديگر قرآن را باآن مقابل کند و سپس آن را به حفصه باز گردانيد.چون حفصه در گذشت،مروان که‏از جانب معاويه و الي مدينه بود،آن را از ورثه حفصه گرفت و از بين برد (12) .

                                                                                  همين

ياحق

اين نوشته با اقتباس ازكتاب علوم قراني آيت الله معرفت صورت گرفته است.

 

پي‏نوشتها:

 

1- بقره 2:281.

2- الفهرست،ص 48-47.

3- طبقات ابن سعد،ج 2،ص 101.الاستيعاب در حاشيه الاصابة،ج 2،ص 253.الاتقان،ج 1،ص 57.

4- ابن جزي الکلبي،التسهيل لعلوم التنزيل،ج 1،ص 4 و نيز رجوع کنيد به:التمهيد،ج 1.ص 288 و 296-292.

5- تفسير قمي،ص 745.

6- فتح الباري،ج 7،ص 447-در آن واقعه 360 تن از مهاجرين و انصار از شهر مدينه و 300 تن از مهاجرين‏ساکن در غير مدينه و 300 تن از تابعين کشته شده بودند(تاريخ طبري،ج 2،ص 516).

7- صحيح بخاري،ج 6،ص 225.مصاحف سجستاني،ص 6.ابن اثير،الکامل في التاريخ،ج 2،ص 247 و ج 3،ص 56.البرهان،ج 1،ص 233.

8- تاريخ يعقوبي،ج 2،ص 113.

9- خزيمة بن ثابت انصاري به‏«ذو الشهادتين‏»لقب يافت،زيرا او در تمامي جنگ‏هاي پيامبر حضور داشت و ازنزديکان و شيفتگان مولي علي بود.در واقعه صفين و جمل شرکت داشت و اوست که حديث‏«تقتل عماراالفئة الباغية‏»را در واقعه صفين روايت کرد.او براي پيامبر صلي الله عليه و آله که از اعرابي اسبي خريده بود شهادت داد با آن که نديده بود، صرفا چون طرف دعوا پيامبر است‏به حق سخن مي‏گويد، لذا حضرت شهادت او را دوشهادت قرار داد(اسد الغابة،ج 2،ص 114).

10- مصاحف سجستاني،ص 9-6.صحيح بخاري،ج 6،ص 225.

11- ابن کثير القرشي الدمشقي،تفسير ابن کثير،ج 1،ص 261 و البرهان،ج 2،ص 35 و الاتقان،ج 1،ص 58 وفتح الباري،ج 9،ص 16 و زرقاني،مناهل العرفان،ج 1،ص 254 و احمد امين مصري،فجر الاسلام،ص 195.

12- ابن حجر قسطلاني،ارشاد الساري في شرح البخاري،ج 7،ص 449 و التمهيد،ج 1،ص 300