تا يادم نرفته سلام
 
در مورد پست قبل بايد بگم يكم جا خوردم ولي لا اقل فهميدم كه انسانهاي درد آشنا زيادن و ....................بگذريم
 
ضمنا اونايي كه بصورت انتقادي هرچي از دهنشون در اومده بود نثار حقير كردن فقط خواهش مي كنم اون متن رو دوباره بخونن
 
خوب بريم سر بحث خودمون  اين روزا سالگرد شهادت شهيد مطهري و روز معلمه خيلي فكر كردم كه چه چيزي در اين خصوص بنويسم راستش فقط به ذهنم رسيد يكي از مباحث استاد رو كه خيلي بهم چسبيده خدمتتون با همون تصرف وتلخيص خودم ارائه بدم
 
همين
 
تفاوت اهريمن زردشت و شيطان اسلام
 
 
ممكن است تصور شود كه اگر در آئين زردشتي ، فكر ثنوي " يزدان و
اهريمن " وجود دارد ، در دين اسلام هم عقيده " خدا و شيطان " به صورت‏
دو قطب مخالف يكديگر مطرح است . چه فرق است ميان اهريمن كيش زردشتي‏
و شيطان دين اسلام ؟
ميان انديشه اهريمن در كيش زردشتي و آيين مزدايي ، و انديشه شيطان در
آيين اسلام ، تفاوت از زمين تا آسمان است . اين مطلب نيازمند به توضيح‏
مختصري است .
در تعليمات اوستايي ، از موجودي به نام " انگره مئنيو " يا اهريمن‏
نام برده شده است و خلقت همه بديها و شرور و آفات و موجودات زيان آور
از قبيل بيماريها ، درنده‏ها ، گزنده‏ها ، مارها و عقربها و همچنين زمينهاي‏
بيحاصل ، خشكسالي و امثال آنها به او نسبت داده شده است نه به "
آهورامزدا " كه خداي بزرگ است و نه به " سپنت مئنيو " كه رقيب "
انگره مئنيو " است .
از بعضي تعليمات اوستايي ظاهر مي‏شود كه اهريمن ، خود يك جوهر قديم‏
ازلي است مانند آهورامزدا ، و به هيچ وجه آفريده آهورامزدا نيست ،
آهورامزدا او را كشف كرده است ولي او را نيافريده است . اما از بعضي‏
تعليمات ديگر " اوستا " مخصوصا قسمتي از " گاتاها " كه معتبرترين‏
اجزاي اوستا است روشن مي‏گردد كه آهورامزدا دو موجود آفريد : يكي "
سپنت مئنيو " يا خرد مقدس ، و ديگري " انگره مئنيو " يا خرد خبيث‏
( اهريمن ) .
و به هر حال آنچه از اوستا ظاهر مي‏شود و مورد اعتقاد زردشتيان بوده و
هست اين است كه موجودات و مخلوقات جهان به دو دسته خير و شر تقسيم‏
مي‏شوند . " خيرات " آنها هستند كه هستند و بايست باشند و خوب است‏
كه باشند و وجودشان براي نظام عالم لازم است ، اما " شرور " آنها هستند
كه هستند اما نبايست باشند ، وجود آنها سبب نقص عالم شده است و اين‏
شرور به هيچ وجه مخلوق آهورامزدا نيستند بلكه مخلوق اهريمن‏اند ، خواه خود
اهريمن مخلوق آهورامزدا باشد و خواه نباشد .
 
اللهم عجل لوليك الفرج

پس به هر حال اهريمن ، خالق و آفريننده بسياري از مخلوقات جهان است‏
، قسمتي از جهان آفرينش ، جزء قلمروي او است و او خود يا يك اصل قديم‏
ازلي است و شريك و مماثل آهورامزدا است در ذات ، و يا مخلوق او است‏
ولي شريك او است در خالقيت .
ولي در جهان بيني اسلامي اساسا جهان و موجودات جهان به دو دسته خير و
شر منقسم نمي‏گردد ، در جهان ، آفريده‏اي كه نبايست آفريده شده باشد و يا
بد آفريده شده باشد وجود ندارد ، همه چيز زيبا آفريده شده و همه چيز بجا
آفريده شده و همه چيز مخلوق ذات احديث است .
قلمروي شيطان " تشريع " است نه " تكوين " ، يعني قلمروي شيطان‏
فعاليتهاي تشريعي و تكليفي بشر است . شيطان فقط در وجود بشر مي‏تواند .
نفوذ كند نه در غير بشر . قلمروي شيطان در وجود بشر نيز محدود است به‏
نفوذ در انديشه او نه تن و بدن او . نفوذ شيطان در انديشه بشر نيز منحصر
است به حد وسوسه كردن و خيال يك امر باطلي را در نظر او جلوه دادن .
قرآن اين معاني را با تعبيرهاي " تزيين " ، " تسويل " ، " وسوسه "
و امثال اينها بيان مي‏كند ، و اما اينكه چيزي را در نظام جهان بيافريند و
يا اينكه تسلط تكويني بر بشر داشته باشد ، يعني به شكل يك قدرت قاهره‏
بتواند بر وجود بشر مسلط شود و بتواند او را بر كار بد اجبار و الزام‏
نمايد ، از حوزه قدرت شيطان خارج است . تسلط شيطان بر بشر محدود است‏
به اينكه خود بشر بخواهد دست ارادت به او بدهد