به خاطر یک مشت حوری
هر چند یکمی دیر ولی ســــلام یکی از حضرات فرمودن که دین چیزی جز یک گواهینامه نیست که انسانهای مذهبی زمانی که قیاس منطقی شکست می خورد به همدیگر می دهند تا معتقد به چنین قضیه ای باشند . شاید این جمله کمی دو پهلو به نظر بیاد اما اجازه بدید نتیجه گیری ایشون رو هم به نقل از سام هریس عرض کنم و بریم سراغ نقدش: "علم باید دین را از بین ببرد" در اینجا اول باید تعریف علم و دین رو با توجه به نیاز خودمون مشخص کنیم علم : مجموعه ای از معلومات است که همیشه نسبت به اینده ناقص است دین: دستور العمل ارسالی از جانب آفریننده انسان که در مبنای پذیرش آن عقلانی و در نحوه اجرا تعبدی است. دوستان مطلب رو خلاصه می کنم اون اوستا کریمی که انسان رو آفریده ، به دلایل محکم عقلی (که از حوصله این نوشته خارجه)می گه من شما رو آفریدم و شما توانایی پیمایش این راه رو بدون راهنمایی من ندارین ؛ حالا هی ما خودمون رو بالا بندازیم و پایین بکوبیم که ما عاقلیم و خودمون عقل داریم و علم داریم و ..... آخر مطلب اینه که علم ما چون نسبت به آینده نقص داره و همیشه امکان داره سرسخت ترین یقینیات ما با یک احتمال کنار گذاشته بشه ، به هیچ وجه صلاحیت اعتماد و تکیه اینگونه ای رو نداره و این برنامه نویس و خالق ماست که باید برای این چیزی که طراحی کرده و ساخته برنامه ای بنویسه تا ساخته اش به سر منزل مقصود برسه پ.ن:البته ذکر این نکته رو لازم دیدم که به قول ما "اثبات شی نفی ما عداه "نمی کنه یعنی این سخن به معنای کنار گذاشتن شناخت عقلی یا تجربی نیست بلکه به قول شاعر هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد همین یا حق
+ نگاشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:7 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |