در پاسخ جونم براتون بگه که این موضوع دلایل بسیار متعددی داره که یکی از اونها اینه که اسلام نمی خواد که زن ، وجود زن و حضورش در جامعه برای مرد وبالعکس عادی بشه. یادمه دختر خانمی که در خارج زندگی می کرد خیلی با حرارت در مذمت حجاب می گفت که مرد های اینجا اصلا به ما که به قول شما بی حجابیم نگاه هم نمی کنن. در مورد این گفته باید به دونکته مهم اشاره کرد . اول اینکه این نگاه نکردن مفهومش کم شدن و یا عدم تحریک حس جنسی نیست چرا که این غریزه اشباع پذیر نیست(و این یه مطلب علمی و پذیرفته شده است) و دوم اینکه برعکس اینکه اون خانم فکر می کرد دقیقا اسلام می خواد این اتفاق در جوامع اسلامی نیفته؛ چرا که دلیل نگاه نکردن اون مردان دقیقا عادی شدنه .مثل باجه تلفنی که هرروز میبینه ولی اصلا براش مهم نیست و تنها در صورت احتیاج به سراغش میره ، کارش رو باهاش انجام میده و بعد رهاش می کنه تا نفر بعد هم بتونه ازش استفاده کنه . در اینجا دیگه اون حکم یه وسیله رو پیدا کرده و یک ابزار یک کالا. نتیجه اش هم این میشه که وقتی من می خواستم در دو سه تا ازنشریات آمریکایی و سوییسی که با رشته ام مرتبط بود آبونه بشم به جای اسم پدر اسم مادر رو می پرسید، چونکه خیلی ها پدرشون رو نمیشناسن(البته از طریق دوستان مطلع شدم که در نام نویسی شرکتهای هرمی خارجی هم وضع به همین منواله). برای اطلاعات بیشتر به پستهای قبلی حقیر مراجعه کنید. یا حق
+ نگاشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 6:32 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |