تبليغاتX
مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

سلام

دوستی به دلیل اینکه فلسفه اسلامی رو زیر سوال ببره و بگه فلسفه و اسلام دو عنصر از هم جدا هستن افاضاتی رو فرمودند و در آخر هم متن انگلیسی ویکی پدیا تحت عنوان فلسفه اسلامی رو برام نوشتن که به این قراره:

 

The attempt to fuse religion and philosophy is difficult because there are no clear preconditions. Philosophers typically hold that one must accept the possibility of truth from any source and follow the argument wherever it leads. On the other hand, classical religious believers have a set of religious principles that they hold to be unchallengeable fact. Given these divergent goals and views, some hold[citation needed] that one cannot simultaneously be a philosopher and a true adherent of Islam, which is believed to be a revealed religion by its adherents. In this view, all attempts at synthesis ultimately fail.

 

However, others believe that a synthesis between Islam and philosophy is possible

 

کلیت بحث بالا اینه که دین تعبدی هست و فلسفه عقلانی و ایندو از دو ریشه جدا هستند و با همدیگر قابلیت هم خوانی رو ندارند

و حقیر هم پاسخی رو براشون نوشتم که در ادامه مطلب می تونین بهش مراجعه کنین

مشتاق نظرات شما عزیزان در خصوص این بحث هستم

ضمنا تمامی این مباحث در http://zimegrat.irهم آپدیت میشه دوستان می تونن اونجا نظرات خودشون رو بذارن تا ببینیم کی کامل اسباب کشی می کنیم اون مکان

همین

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


چيزي كه امروز در جامعه نياز است و بايد در حوزه‌ها، پايه‌هاي آن گذاشته شود، عمق بخشيدن به تفكر اسلامي در ذهن مردم است.
 
 
 

 

پ.ن ۱:.این فرمایش از مقام معظم رهبری بود

پ.ن۲:یادمون باشه که حوزه مسوول پایه هاست نه تنه و شاخ و برگ!

پ.ن۳:در معنای عمق بخشیدن کتاب ها سخن نهفته است

 

 

 

همین

 

یاحق

+ نگاشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:5 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


سلام

راستش می خواستم از این چهار تا مدرک پاره خودمون یه استفاده ای بکنم و به قولی در مورد کودک بنویسم اما دیدم هرچی بنویسم و هی داخلش زیگموند زیگموند هم بکنم به یه کلمه از این حدیث حضرت رسول نمی ارزه .

 

اللهم عجل لولیک الفرج

حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماین : فرزندان خودتان را با آداب و رسوم خودتان بزرگ نکنید زیرا که ایشان برای زمانه ای غیر از زمانه شما آفریده شده اند.

همین

یا حق

+ نگاشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 12:53 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


 

سلام

خداوند خطاب به حضرت داوود (ع) فرموده است «عالم شیفته دنیا را واسطه بین من و خود قرار نده زیرا اینان راهزنانی هستند که فاصله بین من و بندگان را زیادتر می کنند، اولین عذاب این گروه از علماء این است که شیرینی مناجات کردن با خود را از آنان می گیرم.»

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

همین

یا حق

 

+ نگاشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 1:35 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


باسمه تعالی

مطالبی که بنده در پست قبل عرض کردم ، تنها در جهت ذکر اهمیت فقیه در لسان ائمه اطهار علیهم السلام بود.

اما در این پست به بررسی روایات معتبری در همین باب می پردازم:

امیر مومنان علی علیه السلام نقل می کنند که « رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:پروردگارا جانشینان مرا رحمت کن. و این را سه بار تکرار نمودند.شخصی پرسید:یا رسول الله جانشینان شما کیستند؟حضرت فرمود:کسانی که بعد از من می آیند،حدیث و سنت مرا نقل می کنند و آن را پس از من به مردم می آموزند».

چند نکته در باب این حدیث:

اول این حدیث شامل کسانی که تنها به نقل حدیث می پردازند و به بررسی آن و صحت و سقم و تشخیص سره از ناسره نمی پردازند اختصاص ندارد به دو دلیل:

1- زیرا کسی که معنا و مفهوم حدیثی را نفهمد و تنها ظاهر روایتی را برای دیگران بخواند نشر علم نداده چرا که ممکن است روایت نا صحیحی را به منظر نظر مردم برساند و ره نسلهای متمادی بشر را به بیراهه ببرد همچنانکه برده اند از پیامبر اکرم نقل شده است که« چه بسا حاملان دانشی که به دانش محمول خود آگاه نباشند و چه بسا دربردارنده دانشی که آنرا به آگاهتر از خود رساند».پس آموزش و نشر اسلام و سنت رسول با نقل روایت متفاوت است.

2-از طرفی کسی که سیره و سنت رسول را نشر می دهد می بایست سنت و سیره رسول را بشناسد و آنرا از غیر سیره تشخیص دهد . علوم خاصش را بداند مطلق و مقید حدیثی ،عام و خاص و تخصیص و مخصص را بشناسد تا صحیح را از سقیم تشخیص دهد و بالاتر از آن می بایست به احکام اسلامی (در باب حدیث موضوعه) احاطه داشته باشد چرا که چه زمانی از روی متن خواندن شیمی و فیزیک موجبات نشر این علوم را فراهم می آورد که سیره نبوی که بسیار وسیعتر و گسترده تر است را فراهم آورد.

 


دوم در دلالت این حدیث بر ولایت داشتن فقیه شکی نیست ؛ چه ، ناشران اسلام که همان فقهایند (البته بحث لفظ ندارم ناشران اسلام را هر چه می خواهید بنامید اما امروز و در عصر غیبت یگانه مرجع شناخت احکام اسلام علومی است که فقیه آنرا می آموزد و در نهایت کوشش(اجتهاد) احکام را استخراج و جویده شده به مسلمانان تحویل می دهد) بر مبنای این حدیث خلیفه و جانشین پیامبرند ومعنای خلافت و جانشینی نه گوشه نشینی و کنج عزلت گزیدن که نشستن بر مصدری است که پیامبر بر آن تکیه زده بود(صبر کنید و تا آخر بخوانید)

اما نکته بسیار مهم این است که عقل سلیم میان مقام یک فرد نزد خدا ،عظمت شخصیت او ،توانایی او ، فرستاده بودن او و در یک کلام رسول اسلام بودن او و منصب حکومتی خداداد او تفاوت قائل است و جانشینی پیامبر اکرم نه جانشینی در پیامبری که جانشینی در رهبری جامعه است (حضرت علی علیه السلام می فرمایند مردم چاره ای جز داشتن رهبر و امیر ندارند چه نیکو کار باشد و راستگو و چه بد کار باشد و تباه کننده).

تعداد احدیث در این زمینه کم نیست و دلالت بعضی از آنها بسیار روشن تر از این حدیث سراسر نور است که به جهت به درازا نکشیده کلام و در صورت نیاز در پست های بعد عرض خواهم نمود.

همین

یا حق

+ نگاشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 2:19 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


بهترین نوع حکومت چیست ؟

در پست گذشته عرض شد که حق حاکمیت از آن خداست و خداوند آن رو به برگزیدگان خود-امامان- اعطا کرده است.

نیازی به توضیح نیست که امامت مقامی بالاتر از پیامبری است که توسط خداوند به بندگان خاص خودش عطا می شه .برای مثال در قرآن آمده که حضرت ابراهیم پس از آنکه به پیامبری خداوند منصوب شد بعد از طی مراحلی به مقام امامت هم رسید .

اما در دوران ما که دوران غیبت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف هست و بنا به تقدیر الاهی دست بشر از کسب فیوضات اون بزرگوار به طور مستقیم کوتاهه ؛طبیعتا امام معصوم نمی تونه عهده دار برقراری حکومت در زمین و تلاش برای اجرای دین اسلام باشه.

با ذکر این مقدمه دو سوال مطرحه:

1.به لحاظ نقلی آیا ائمه برای دوران غیبت امام عصر بر روی زمین ترتیبی اندیشیده اند؟

2. به لحاظ عقلی حال که معصوم در دوران غیبت به سر می برد اصولا چه نوع حکومتی می بایست بر پا بشه و چه کسی با چه شرایطی می تواند عهده دار این حکومت باشد؟

ابتدا مبحث نقلی(نقل در اصطلاح به معنای سلسله مباحثی است که پیرامون معنا و مفهوم احادیث و رهنمودهای اونها می شود)

در مورد احادیث مربوط به دوران غیبت و معرفی حاکم صالح از زبان ائمه به احادیث بسیاری می توان اشاره کرد که بنده چند مورد رو عرض می کنم:

اول از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نقل شده که فرمود : «در رویدادهایی که واقع می شود (برای حل و فصل موضوع )به راویان احادیث ما رجوع کنید چرا که ایشان حجت من بر شما و من حجت خدا بر ایشانم»بحار ج 53 ص 181

روشن است که روایات و میزان صحت و سقم آنها مبحثی بسیار طولانی و طاقت فرساست که این علوم و علوم دیگر مقدمه فقه را تشکیل می دهند تا فقیه به استخراج احکام و دستورات الاهی از میان روایات و کتاب خدا بپردازد.البته این حدیث در ضمن خود به دو نکته اشاره دارد یکی اینکه رجوع به روایات ما (در صورت کسب مهارت علمی آن و تشخیص ) برای حل و فصل موضوعات پیشامد کار گشاست و دوم اینکه فقها حجت ولی عصر ارواحنا فداه بر مردمانند و با حضور ایشان دین استمرار می یابد.

دوم از امام حسن عسگری علیه السلام نقل شده که فرمود:«هر فقیهی که نگه دار نفس خویش و محافظ دین خود ، مخالف هوای نفس خویش و مطیع امر مولای خود باشد ، بر عموم مردم لازم است از او پیروی کنند و اینگونه نمی باشند مگر برخی از فقهای شیعه ، نه همه آنان.»الاحتجاج طبرسی ، ج 2 ،ص 283.

در این روایت شرایطی برای فقیه ذکر شده که طبیعی است بسادگی بدست عوام قابل اجرا نیست و به نظر در صدد بیان ایجاد حساسیت در مردم و مهم دانستن موضوع است. به هر حال آنچه از این حدیث بر می آید نیز ریشه در وجود ولایت در فقیه است که با شرایطی خاص شکل می گیرد.

سوم ازامام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود « ملوک حاکمان بر مردمند و علما حاکمان بر ملوک»

من فکر می کنم این حدیث زیر بنای فکری امام خمینی در تفکر ایشان در باب ولایت فقیه است و شباهت بسیاری به مدل حکومتی ایشان دراجرای دستورات ائمه است که ان شا الله در پست بعد و درمبحث عقلی بدان پرداخته می شود.

احادیث زیاد بود منتها به دلیل عدم تطویل در کلام حقیر همین ها رو خدمتتون عرض کردم

اما نتیجه؛

اونچه که در این احادیث مشخصه توجه ائمه به دوران غیبت بوده البته نکات دیگه ای هم مطرحه برای مثال امام صادق و امام باقر علیهما السلام در طول زندگی پربرکتشون مراجعانشون رو به سوی فقهای مورد پرورش خودشون سوق می دادند و امام حسن عسگری علیه السلام از پشت پرده با مردم سخن می گفت تا مردم برای غیبت آماده بشوندو حتی از پیامبر گرامی اسلام نقل شده که مردمانی هستند که از روی سیاهی بر سپیدی(اشاره به کاغذ و خط) ایمان می آورند و بر ایمان خود هم استوارند و اینها بخشی برای آمادگی ذهن مردم برای دوران غیبت و برخی برای تعیین تکلیف مردم در برخورد با مسایل و همچنین دریافت اسلام ناب محمدی از منشا صحیح و درستش بوده است

در پایان باید گفت که کسانی که اسلام رو مانند مسیحیت یا دیگر ادیان یه موضوع شخصی می دونند که نباید به هر دلیل به عرصه حکومت کشیده بشه یا اسلام رو خوب درک نکردند یا تعریف درستی از حکومت ندارند و به قول ملا صدرا «السیاسه عبد الدین»

منتظر پست بعد باشین

همین

یا حق

+ نگاشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 6:3 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


سلام
در اینکه اسلام دارای قوانینی برای برده داری بود هیچ شکی نیست اما بهتر اینه که به جای نگاه سطحی و عوامانه به بررسی اون بپردازیم:
اول برده داری یکی از رسومات و معاملات رایج در اون زمان بود و آورده اسلام نبود
دوم اسلام برای کنترل و سپس نابودی برده داری چه در جنگ و چه در صلح قوانینی برای برده داری وضع کرد
سوم علت اینکه اسلام در ابتدا برده داری رو پذیرفت دلیلش این بود که برده داری منحصر به یک مکان نبود و نمیشد به لحاظ اجتماعی با اون برخورد دفعه ای کرد پس برای حل این معضل سیاست تدریجی رو انتخاب کرد ، البته موضوعات دیگری هم از این دست در بین بود مانند شراب که اسلام در سه مرحله و طی چندین سال شراب رو از جامعه اسلامی حذف کرد اول شراب رو تقبیح کرد دوم نماز انسانهای مست رو قبول نکرد(نماز پایه اساسی مسلمانی عنوان شده بود و بی نمازان جزو مسلمین نبودند یعنی به صورت ضمنی شراب خوار رو از دایره مسلمونها بیرون دونست و در نهایت خوردن شراب رو به طور کلی حرام اعلام کرد و برای اون تعزیر در نظر گرفت)

اللهم عجل لولیک الفرج


چهارم فصلی که در فقه به عنوان احکام برده داری موجود هست نامش کتاب العتق هست به معنای فصل آزادی یا آزاد سازی ، به نظر شما گذاردن نام اینچنینی بر روی فصلی که برای برده داریه چه معنی میده؟
ششم در موضوعیت این احکام چه در جنگ و چه در صلح یک روح حاکمه و اون از بین بردن برده داری است
هفتم نکته ای که قابل ذکره اینه که پیامبر گرامی اسلام  و امامان ما دائما ( این دائما رو عمدا بکار بردم ) مشغول خرید برده (و یا قبول اون به صورت هدیه) و آزاد سازی ایشان و تشویق پیروان خودشون به این کار بودند  و بارها و بارها به برابری همه انسانها و کنار گذاشتن برده داری به صورت ضمنی در ابتدای راه ائمه و به صورت علنی در ادامه راه اذعان کردند.
تقریبا میشه گفت خیلی از مریدان رسول نبی علیه الصلوات و السلام از بردگانی همچون سلمان فارسی و بلال حبشی تشکیل شده بود اینها همه یک معنا داره و اون سیاست ورزی اسلام در برچیدن یکی از پایه های مهم اقتصادی اما غلط  آن زمان بوده.

همین

یا حق

+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:13 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


ای کتاب عشق من بسته نشو

 

ای کتاب عشق من بسته نشو

سخنی از حضرت سلام الله علیها در خطبه معروفش :

من آنچه شرط بلاغ است ‏با شما گفتم. اما مى‏دانم خوارید و در چنگال زبونى گرفتار. چه كنم كه دلم خونست؟ و بازداشتن زبان شكایت، از طاقت ‏برون!  و نیز مى‏گویم براى اتمام حجت ‏بر شما مردم دون!  بگیرید!  این لقمه گلوگیر به شما ارزانى، و ننگ و حق شكنى و حقیقت پوشى بر شما جاودانى باد. اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بیازارد!  آتشى كه هر دم فروزد و دل و جان را بسوزد. آنچه مى‏كنید خدا مى‏بیند. و ستمكار به زودى داند كه در كجا نشیند. من پایان كار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا مى‏ترسانم. به انتظار بنشینید تا میوه درختى را كه كشتید بچینید و كیفر كارى را كه كردید ببینید

+ نگاشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 9:59 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


تا يادم نرفته سلام
 
در مورد پست قبل بايد بگم  يكم جا خوردم ولي لا اقل فهميدم كه انسانهاي درد آشنا زيادن و درد شناس ها چقدر کم....................بگذريم
 
ضمنا اونايي كه بصورت انتقادي هرچي از دهنشون در اومده بود نثار حقير كردن فقط خواهش مي كنم اون متن رو دوباره بخونن
 
خوب بريم سر بحث خودمون  اين روزا سالگرد شهادت شهيد مطهري و روز معلمه خيلي فكر كردم كه چه چيزي در اين خصوص بنويسم راستش فقط به ذهنم رسيد يكي از مباحث استاد رو كه خيلي بهم چسبيده خدمتتون با همون تصرف وتلخيص خودم ارائه بدم
 
همين
 
تفاوت اهريمن زردشت و شيطان اسلام
 
 
ممكن است تصور شود كه اگر در آئين زردشتي ، فكر ثنوي " يزدان و
اهريمن " وجود دارد ، در دين اسلام هم عقيده " خدا و شيطان " به صورت‏
دو قطب مخالف يكديگر مطرح است . چه فرق است ميان اهريمن كيش زردشتي‏
و شيطان دين اسلام ؟
 
اللهم عجل لوليك الفزج

در تعليمات اوستايي ، از موجودي به نام " انگره مئنيو " يا اهريمن‏
نام برده شده است و خلقت همه بديها و شرور و آفات و موجودات زيان آور
از قبيل بيماريها ، درنده‏ها ، گزنده‏ها ، مارها و عقربها و همچنين زمينهاي‏
بيحاصل ، خشكسالي و امثال آنها به او نسبت داده شده است نه به "
آهورامزدا " كه خداي بزرگ است و نه به " سپنت مئنيو " كه رقيب "
انگره مئنيو " است .
از بعضي تعليمات اوستايي ظاهر مي‏شود كه اهريمن ، خود يك جوهر قديم‏
ازلي است مانند آهورامزدا ، و به هيچ وجه آفريده آهورامزدا نيست ،
آهورامزدا او را كشف كرده است ولي او را نيافريده است . اما از بعضي‏
تعليمات ديگر " اوستا " مخصوصا قسمتي از " گاتاها " كه معتبرترين‏
اجزاي اوستا است روشن مي‏گردد كه آهورامزدا دو موجود آفريد : يكي "
سپنت مئنيو " يا خرد مقدس ، و ديگري " انگره مئنيو " يا خرد خبيث‏
( اهريمن ) .
و به هر حال آنچه از اوستا ظاهر مي‏شود و مورد اعتقاد زردشتيان بوده و
هست اين است كه موجودات و مخلوقات جهان به دو دسته خير و شر تقسيم‏
مي‏شوند . " خيرات " آنها هستند كه هستند و بايست باشند و خوب است‏
كه باشند و وجودشان براي نظام عالم لازم است ، اما " شرور " آنها هستند
كه هستند اما نبايست باشند ، وجود آنها سبب نقص عالم شده است و اين‏
شرور به هيچ وجه مخلوق آهورامزدا نيستند بلكه مخلوق اهريمن‏اند ، خواه خود
اهريمن مخلوق آهورامزدا باشد و خواه نباشد
 
بقيه متن رو در ادامه درد دل بخونيد
 
يا حق
 
 
 
 

ادامه درد دل

+ نگاشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:43 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


به خاطر یک مشت حوری

هر چند یکمی دیر ولی

ســــلام

یکی از حضرات فرمودن که دین چیزی جز یک گواهینامه نیست که انسانهای مذهبی زمانی که قیاس منطقی شکست می خورد به همدیگر می دهند تا معتقد به چنین قضیه ای باشند .

شاید این جمله کمی دو پهلو به نظر بیاد اما اجازه بدید نتیجه گیری ایشون رو هم به نقل از سام هریس عرض کنم و بریم سراغ نقدش:   "علم باید دین را از بین ببرد"

در اینجا اول باید تعریف علم و دین رو با توجه به نیاز خودمون مشخص کنیم

علم  :  مجموعه ای از معلومات است که همیشه نسبت به اینده ناقص است

دین:  دستور العمل ارسالی از جانب آفریننده انسان که در مبنای پذیرش آن عقلانی و در نحوه اجرا تعبدی است.

 

دوستان مطلب رو خلاصه می کنم

اون  اوستا کریمی که انسان رو آفریده ، به دلایل محکم عقلی (که از حوصله این نوشته خارجه)می گه من شما رو آفریدم و شما توانایی پیمایش این راه رو بدون راهنمایی من ندارین ؛ حالا هی ما خودمون رو بالا بندازیم و پایین بکوبیم که ما عاقلیم و خودمون عقل داریم و علم داریم و .....

آخر مطلب اینه که علم ما چون نسبت به آینده نقص داره و همیشه امکان داره سرسخت ترین یقینیات ما با یک احتمال کنار گذاشته بشه ، به هیچ وجه صلاحیت اعتماد و تکیه اینگونه ای رو نداره و این برنامه نویس و خالق ماست که باید برای این چیزی که طراحی کرده و ساخته برنامه ای بنویسه تا ساخته اش به سر منزل مقصود برسه

پ.ن:البته ذکر این نکته رو لازم دیدم که به قول ما "اثبات شی نفی ما عداه "نمی کنه یعنی این سخن به معنای کنار گذاشتن شناخت عقلی یا تجربی نیست بلکه به قول شاعر هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

همین

یا حق

+ نگاشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:7 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


 به همبن سادگي شيعه شدند

سلام

در ادامه مباحث چند پست قبل درباره نقد نظریات پیدایش شیعه و نقش ایرانیان در این پست بحث رو به امید خدا تموم می کنم.

عده ای از مستشرقین در بررسی علل و عوامل گرایش ایرانیان به مکتب تشیع سخن از ازدواج امام حسین علیه السلام با شهربانو دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی به میان آوردند.به نظر این دسته که گاها ملی گرایان ایرانی هم بر این طبل تو خالی کوبیده اند ، وجود ارتباط خانوادگی! بین بازماندگان آخرین پادشاه ساسانی و خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که ایرانیان را به تشیع گرایانده است!و حتی بعضا نقش سلمان فارسی را نیز در این ازدواج مطرح کرده اند.

اللهم عجل لوليك الفرج

در کاوشی بر پایه علم پیرامون این موضوع ابتدا باید این مساله را مورد توجه قرار دادکه واقعه مورد بحث ما از دیدگاه تاریخی تایید نشده است و گذشته از عدم انطباق این اتفاق با تاریخ ،در مسانید مربوط به ناقلان این موضوع افراد غیر معتمدی وجود دارند که عموما موجب کنار گذاشتن روایات می گردند.

علامه شهید مرتضی مطهری و دکتر سید جعفر شهیدی با دیدی تردید آمیز و حتی رد گونه به این واقعه نگریسته اند.از جمله دلایل دکتر شهیدی فاصله سی ساله تولد امام سجاد علیه السلام به عنوان فرزند این ازدواج با زمان ذکر شده ازدواج شهربانو و امام حسین علیه السلام است.

بقيه مطلب را در ادامه درد دل بخوانيد

                                                  همين

يا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 10:55 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


مگر از خداوندی خدا چه می خواهید؟

سلام

یکی از کسانی که در فلسفه اسلامی نقش به سزایی داشته و شاید تا قرنها بعد پاسخگوی تمامی سوالات ریز و درشت مرتبط با اصول مذهب شیعه است صدر المتالهین صدرای شیرازی است.

خوب برای چی اینا رو خدمت شما گفتم ، حتما می خواستم اینو بگم که او اولین کسی بوده که فلسفه رو به صورت ساده و راحت در اختیار مردم گذاشت و شاید اولین مسلمانی بود که عرفان و فلسفه رو در نقطه اوج این دو به هم گره زد .

و حالا با این مختصر و مفید بالا،بخوانید کلامی فلسفی عرفانی رو از الگوی حقیر صدرای شیرازی:

خداوند بی نهایت است؛نه دارای مکانی است و نه زمان. اما همین لامکان :

----------              ----------

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

در ظرف زمانی لازم به میزان فهم هر بشر کوچک می گردد

 

و به قدر نیاز بشر فرو می آید

      و به اندازه آرزوی وی گسترده

               و به وزن ایمان او کارگشــا

یتیمان را پدر و مادر است

       بی برادر را برادری است بس بزرگ

                   عقیمان را طفلی دوست داشتنی است

                               نا امیدان به گشایش را ،امیــــد می گردد

                                             و گمگشتگان در بیراهه را ،راه می شود

ماندگان در تاریکی را، نور است

   رزمندگان را شمشیری صیقلی است

         عصای دستان سالخوردگان زمانه است

                معشوق تمامی محتاجان به عشق است

خداوند همه کسان را همه چیز می گردد به شرطها و شروطها ......

                             بقیه مطلب رو در ادامه درد دل بخونید

                                                                                       همین

 

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 7:8 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


خمیازه های ابن سبا ، و بنیان تشیع در اسلام

علیک سلام

شاید پیدا نشه کتابی که مربوط به تاریخ اسلام باشه،نویسنده اون از عامه( اهل سنت ) باشه و صحبتی از فردی به نام عبد الله بن سبا نکرده باشه.اگه بخوام فشرده خدمتتون بگم باید عرض کنم که در این قبیل کتابها اینطور اومده که ابن سبا مروج کفر بوده ، از افکار و عقاید یهودیت دفاع می کرده ، منشا انتشار افکار باطل بوده وموجب گمراهی بسیاری از صحابه مثل ابوذر!!! بوده، محرک اول شورش علیه عثمان بوده و تمامی جنگها و فتنه های بعد از این موضوع هم باعثش همین فرد بوده و دست آخر چنین شیطان مجسمی دراین کتب به عنوان موسس مکتب شیعه !!! معرفی شده!!!

خوب اجازه بدید ابتدا نظر علما رو در این زمینه جویا بشیم ، دسته اول کسانی که انگار دستاویزخودشونو پیدا کرده باشن هم وجود و هم تاثیرش بسیار زیادش در فتنه ها رو می پذیرن . دوم کسانی که به لحاظ تاریخی اثبات می کنند که چنین شخصی ساخته ذهن یک صحابی ساز قهاره . و سوم کسانی که وجودش رو می پذیرن اما این حرفایی که در موردش زده شده رو با مستند های تاریخی رد می کنند.

خوب، برای خوندن بقیه این مطلب به ادامه درد دل تشریف ببرید ، سعی می کنم زیاد سرتون رو درد نیارم.

                                                                               همین

 

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 9:14 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


ایرانیان صدر اسلام؛ بنیانگذاران تشیع یا تقویت کنندگان تسنن


از میون این همه کتاب سلام
یه راست میریم سراغ اصل مطلب؛یکی از نظراتی که در مورد شکل گیری اعتقاد شیعه توسط مستشرقین اختراع و درجامعه اهل سنت منتشر شده نسبت پیدایش تشیع به ایرانیان صدر اسلامه .
ابتدا اجازه بدید تا مقداری از قلم فرسایی ها و با عرض معذرت توهمات صاحبان این نظریه رو مرور کنیم:

اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من انصاره و اعوانه و شیعته
شرق شناس معروف "دوزی" میگه:«مذهب شیعه نزاعی فارسی است؛زیرا عرب معتقد به حریت و آزادی و در مقابل فارسیان اعتقاد! به سلطنت و وراثت داشتندو هرگز معنا و مفهوم انتخابات را نمی فهمیدند!!!»
شرق شناس براون هم نظریه حق الاهی رو مورد توجه در بین ملت فارس عنوان نمود که شیعه این افکار رو از اونها به عاریت ! گرفته، البته یه شرق شناس دیگه به نام فان فلوتن هم معتقد به این موضوع شد اما در آخر کتاب خودش مکتب تشیع رو برگرفته از آرای یهود!!!دونست.
بعدها افرادی از اهل سنت مثل احمد امین مصری و احمد عطیه الله حسابی این نظریه رو تحویل گرفتن و مجوسان! فارس رو عامل سیرابی!رافضه در اسلام دونستند!!!
نقد این نظریه رو در
ادامه درد دل بخونید
                                                                             همین

 

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:48 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


بسمه تعالی

تا فشارم بیشتر از این نیفتاده سلام

امیدوارم در این ماه عیش و عشرت الاهی، حسابی بهتون خوش گذشته باشه.

بگذریم

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماین : رمضان ، رمضان (سوزاننده)نامیده شد چون گناهان را می سوزاند.

توی شبای قدر دعا برای من یادتون نره مخصوصا اول جوشن کبیر

می خوام یه مقداری در همین مورد صحبت کنیم .به نظر شما چه کنیم که از زیر بار اینهمه گناه نجات پیدا کنیم. خوب پیشنهاد ائمه توبه است اما توبه یعنی پشیمانی از گناه و ما تا صورت مساله یعنی گناه رو به خوبی نشناسیم چطور می خوایم توبه کنیم؟ و از چه چیزی پشیمون بشیم؟

گناهان به چندین و چند دسته تقسیم میشن؛ و یکی از مورد ابتلا ترین اونها که شاید خیلی از ما ها متوجهش نباشیم گناهان مربوط به زبانه !!!

در روایات تاکید شده که همین زبان سرخ به تنهایی می تونه انسان رو به جهنم بفرسته و یا زمینه ساز ورود انسان به فردوس برین بشه.

خوب؛ آفات زبان چیه؟

جواب این پرسش رو در حالی که به پاسخش فکر می کنید در ادامه مطلب جستجو کنید.

                                                                              همین

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 5:40 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


سوگند

سوگند به عصر موعود

                          که ای انسان تو در خسرانی

 

مگر کسانی که از میان شما برخیزند

                       به معبود یگانه ایمان آورند

                                           نیک روش باشند

و همدیگر را

        در گرایش به حق رهنمون گردند

                 و به استقامت و صبر توصیه نمایند

                                                                            همین

یا حق

برگرفته از سوره مبارکه والعصر

+ نگاشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 1:7 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


شايد به يقين               

سلام

شايد شما هم مانند بنده بارها اين روايت رو شنيده باشيد كه مردم هنگامي كه امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف حكومت عدل خودش رو برقرار مي كنه ، فكر مي كنند كه گويا دين جديدي آورده شده است.

خوب بعضي از دوستان خيلي روي اين مساله پافشاري مي كنند و حتي از همين باب تحريف قرآن رو اثبات مي كنند!!!!! حقير هم احساسيدم عده ديگري از دوستان در همين زمينه به قول خودشون مخ شريفشون كار گرفته شده ؛ اين پست رو خدمتتون مطرح مي كنم .

اما بعد؛

به يقين مي توان گفت اگر كسي با يك گل به وجود بهار گواهي دهد؛ در قطره اي دريا را بكاود ؛ با يك ستون عمارتي مستحكم بنا نهد و دست آخر علم ناخوانده با يك روايت چشم از بقيه روايات و علوم ظريف آن چشم بربنند و همه اتفاقات را با همان تفسير كند ره به بيابان خواهد برد. اين مساله در زمينه هاي مربوط به مسايل ديني بسي عميق تر خطرناكتر و به قول مثال ما بيابان تر است؛ چه ، دين پل حركتي انسانها به سوي سعادت ابدي است و تفاسير ناقص و از روي فقرو گاهي فقد علم آنهم از نوع تفسير به راي و اجتهاد در مقابل نص خطرات جبران ناپذيري را به بار خواهد آورد.

در هر حال هرچند كه ورود به اين مبحث نياز به حضور علوم مختلف حديث ( نظير رجال درايه و . . . .) نزد محقق دارد تا آنرا توشه راه خود سازد و همچون ذره بيني در اين مقال سره را از ناسره بسنجد و حكمت بيكران الاهي كه از زبان ائمه عليهم السلام براي ما به يادگار مانده است بچشد و بچشاند؛ برآن شدم تا مطلبي هلويين(هلو بپر تو گلو) در همين زمينه ساده وار درين ثانيه سي( همون سال سي فردوسي ) خدمتتون بنويسم.

بگذريم؛

اگر كمي در مسايل مربوط به موقع ظهور حضرت غور نموده باشيم به حتم اين حديث در گوشوانمان طنين افكنده است كه در عهد ظهور حضرت عج الله تعالي فرجه الشريف همه مردم به جز يك گروه كه منتظران حضرتند ( و صد البته يافتن مصداقش خيلي سخت نيست ) در گمراهي بسر ميبرند ؛ عده اي پاي ديو شهوت را باز گذاشته اند تا هرچه ميخواهد ويران نمايد و با كوچكترين مقابله با او تحت اسامي مختلف با آن مخالفت مي كنند ؛ عده اي چنان تارك دنيا شده ناد كه گويي دنيا خواهي به موازات شيطان خواهي است و عده اي ديگر با اينكه نام مسلمان بر آنهاست چنان دست به استحسان و مصلحت سنجي زده اند كه دين اسلام را . . . . ( چو بدينجا رسيد قلم بشكست)

خوب؛ حال اگر كسي بيايد و راه رسول را دوباره با همان عطر و بو به مشام آنها برساند در ذهن آنها چه چيز تداعي مي كند؟ يا اينگونه نخواهد بود كه گويي به ديني جديد و نو گرويده اند ؟

كلام كوتاه

                        منتظر نظرات قشنگ و حاكي از تعمقتون مي مونم.

                                                                                                     همين

يا حق

+ نگاشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 3:0 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


چرا قرآن تحريف نشده است؟

سلام

من با خودم قرار گذاشتم در هر موردي بيشتر از ۵ نفر از بنده يك سوالي رو بكنند در اون مورد هرچند ناگهاني يك پست بگذارم . از همين اولش بگم اگه خونديدش ( كه فكر كنم كلش ۴ دقيقه طول بكشه) تا آخرش رو بخونيد.

جمع و تاليف قرآن به شکل کنوني،در يک زمان صورت نگرفته،بلکه به مرورزمان و به دست افراد و گروه‏هاي مختلف انجام شده است.ترتيب،نظم و عدد آيات‏در هر سوره در زمان حيات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و با دستور آن بزرگوار انجام شده وتوقيفي است و بايد آن را تعبدا پذيرفت،و به همان ترتيب در هر سوره تلاوت کرد.

هر سوره با فرود آمدن‏«بسم الله الرحمان الرحيم‏»آغاز مي‏شد و آيات به ترتيب نزول درآن ثبت مي‏گرديد،تا موقعي که‏«بسم الله... »ديگري نازل مي‏شد و سوره ديگري آغازمي‏گرديد.اين نظم طبيعي آيات بود.گاهي اتفاق مي‏افتاد پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله-با اشاره‏جبرئيل-دستور مي‏داد تا آيه‏اي بر خلاف نظم طبيعي در سوره ديگري قرارداده شود.

ولي درباره نظم و ترتيب سوره‏ها ميان اهل نظر اختلاف است.سيد مرتضي‏علم الهدي و بسياري از محققين و از معاصرين آيت الله خويي بر آنند که قرآن‏هم چنان که هست،در زمان حيات پيامبر صلي الله عليه و آله شکل گرفته است.زيرا جماعتي قرآن را در آن عهد حافظ بوده‏اند و بسيار بعيد مي‏نمايد که مساله‏اي با اين اهميت راپيامبر اکرم صلي الله عليه و آله رها کرده باشد تا پس از وي نظم و ترتيب داده شود.

اما نكته اينكه لازمه حفظ همه قرآن ترتيب فعلي آن نيست ضمن اينكه اهميت اين مساله چندان‏روشن نيست،زيرا آن چه مهم است تکميل سوره‏ها و مستقل بودن هر سوره ازسوره ديگر است تا آيه‏هاي هر سوره با آيه‏هاي سوره‏هاي ديگر اشتباه نشود.اين‏مهم در عهد پيامبر صلي الله عليه و آله صورت گرفت.اما ترتيب بين سوره‏ها تا هنگام پايان يافتن‏نزول قرآن امکان نداشت،زيرا پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله تا در حال حيات بود هر لحظه‏احتمال نزول سوره‏ها و آيه‏هايي مي‏رفت.بنا بر اين طبيعي است که پس از ياس ازنزول قرآن،که به پايان يافتن حيات پيامبر وابسته بود،سوره‏هاي قرآن قابل نظم وترتيب خواهد بود.

 


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 5:8 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


باوری به نام دين   

دین باوری است که هر زمان و هر وقت به آن احتیاج داریم .

مانند هوا، امروز به کار مشغولیم اما به هوا نیازمندیم فردا به تفریح میرویم و در عین حال تنفس میکنیم ،دیگر روز مشغولیتی دیگر داریم اما همچنان هوا یکی از مهمترین نیازهای ماست .

کوتاه اینکه انسان همیشه به دین محتاج است و در عرصه های خطر محتاج تر.

                                                         همین

اما دو توضیح و یک شرمندگی:بقیه مطلب رو در ادامه درد دل بخونید.

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 7:13 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |