گاهی اوقات گاهی نوشته ها عقل رو می کشونه اونجایی که دلت هم نمی خواد اما توی همین گاهی اوقات که دست تو نیست عقل و دلت دست به دست هم کجا میرن سرنوشت زندگی آدما تعیین میشه . نگاه من به خیلی چیزا اونم توی سال 77 با همین یه پاراگراف عوض شد . خواهش می کنم این متن رو دوبار بخونید: تألیفات جامعهشناسان، متألهان، متکلمان و حقوقدانان و فیلسوفان سیاسی غرب، در اینجا(شرق) بدل به متون مقدس شدهاند. بسیاری از رجال ما و محافل آکادمیک شرق، فکرکردن را کنار گذاردهاند. زیرا ترجمه (اغلب با ارجاع و در سایر موارد، بدون رفرنس)، ما را از زحمت تفکر، راحت کرده است. "تحجر جدید"، همانا "تجدد" است که به اندازة تحجر قدیم یا بیشتر، راه "اجتهاد"(اجتهاد به معنای وسیع و در تمامی علوم انسانی) را سد کردهاست. اگر تحجر قدیم، راه را بر "اجتهاد" نمیبست، تجدد، میدان نمییافت. و امروز که میدان یافته، تفکر انتقادی و "اجتهاد در برابر غرب"، کاری بس خطرناک و در معرض توهین و فشار میباشد. پ.ن۱:اگه لازم شد عرض می کنم که چرا این متن رو نوشتم . پ.ن۲:این عکس معناش اینه که هر دوی اینها بده هم افراط در سنت و هم افراط در تجدد من نمی دونم عکس گذاشتم یا مطلب نوشتم پ.ن۳: منظور از افراط در سنت به صورت مصداقی در این عکس پوشیه هست لطفا اول فکر کنید بعد تصمیم به ف.... همین یا حق 
+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 10:38 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
سلام چه انتظاری از یه طلبه داری دوست دارم هر چیزی که به ذهنتون میرسه رو برام بنویسید. منتظر نظرات خوبتون هستم
من یه طلبه ام ؛ آره طلبه حوزه علمیه قم البته دانشجو هم هستم ولی راهم، هدفم و منشم طلبگیه.
شاید خیلی از شما دیدن این کلمه . . . . . . .
به هر حال دوست دارم یه سوال از شما به عنوان یه شهروند یا یه انسان بکنم و اون اینه که:
+ نگاشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 10:57 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |