تبليغاتX
مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

حیا و عفت در زنان از منظر عقل و نقل

سلام

بنده در این پست درصدد یافتن ارتباطی بین حیا و حجاب یا همون عفت از نظرگاه تنها الگوی زن مسلمان فاطمه زهرا سلام الله علیها و عقل بشر هستم.

اگه ابتداش رو خوندید تا آخرش رو بخونید به خیلی از سوالایی که از من شده پاسخ داده شده.نکته اینکه باز هم سعی کردم تا حد امکان ساده بنویسم.

حیا یه جور نیروی درونیه که انسان رو از کارایی که احساس می کنه شایستگیش رو تحت الشعاع قرار میده لطمه می زنه باز میداره. حضرت زهرا در همین رابطه می فرماین:"زن شایسته بانوییه که خودش رو از مردهای بیگانه به دور نگه داره و از دیدن او و از دید او در امان باشه."

هرچند که حضرت در مواقع حساس تاریخ اسلام به میان اجتماع می آمد و با سخنرانی های خودش عرصه و حجت هردو رو بر نابخردان غاصب (بهتره بگم غاصبان نابخرد) تموم می کرد اما جز در موارد ضرورت از کنار مرد ها عبور هم نمی کرد.(یادتون باشه من فقط در صدد بیانم و داشتم نقل می کردم)

اما حیا چند جوره؛ یکی بجا! و دیگری نابجا!

 بقیه مطلب رو در ادامه درد دل بخونید.

 


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 9:38 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


میزان عقلانیت در گرایش به حجاب

تا یادم نرفته سلام

پست امروز بنده در مورد حجابه ، خوب چه کنیم هنوز مبحث داغیه ؛ چه توی چت ، چه ایمیل هایی که به بنده فرستاده میشه و چه در نظر خواهیا، بیشتردر همین مورد اظهار لطف می کنند.نکته اینکه تا تونستم ساده نوشتم.

اجازه بدید  بررسی این موضوع روبا ذکر یک مثال شروع کنم : شما در اتاق پذیرایی خونتون مجسمه یا شیء گرانبهایی دارید که خیلی جلب توجه می کنه ؛ امروز هم یک سری ازدوستانتون می خوان به خونه شما بیان که بچه های خیلی شلوغی دارن ، ضمن اینکه خودشون هم پررو تشریف دارن و این مجسمه اگه به دست اونها بیفته جون سالم به در نمی بره ! خوب دو تا گزینه جلوی روی شماست :یا باید یه چیزی روی اون بندازید تا دیده نشه و یا اینکه اون رودر یه اتاق دیگه قرار بدید(ودر حقیقت بین اون و مهمونا حائل ایجاد کنید)به لحاظ لغوی به این کار شما میگن حجاب ایجاد کردن بین مهمونا و مجسمه.

اسلام میگه مرد وزن در حدی که گفته شده باید بین بدن خودشون ودیگران بوسیله پوشش حجاب ایجاد کنن.

اما یه نکته اونهم اینکه در تمامی اعصارتاریخ و ما قبل تاریخ حجاب وجود داشته اما در هر دوره ای دارای شدت وضعف خاص خودش بوده . همین الان زنی که درغرب داره توی خیابون با کت و دامن راه میره بخشی از بدنش رو پوشونده و به عبارتی حجاب داره اما حجابی که اسلام رعایت اون رو الزامی کرده رو رعایت نکرده و در واقع هیچ ارزشی نداره.

در ادامه اجازه بدید به یه سوال مهم جواب بدم و اون اینه که اصلا چرا باید همچین حائلی ایجاد بشه؟

بقیه اش رو در ادامه مطلب بخونید.

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 6:32 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


حجاب و آزادی

سلام

چند تا نکته مهم در مورد حجاب هست که در پست های قبلی بهش پرداخته نشد.

 عده ای می گویند که آزادی از حقوق طبیعی انسان است و احترام به حیثیت و شرف افراد در هر کشور مذهبی ، لازم است . عزت انسان و حق آزادی زن و همچنین این حکم عقل و شرع که نباید هیچ کس بی دلیل اسیر و زندانی گردد، ایجاب می کند که حجاب ،به عنوان مظهری از سلب آزادی برداشته شود .

برررسی این نظر رو در ادامه درد دل بخونید.


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:19 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


در چرایی حجاب ۲

باز هم سلام

در پست قبلی قول داده بودم که نظر آخر و اصلی رو در مورد دلیل حجاب از منظر دین اسلام براتون بازگو کنم این همون پسته .سعی کردم مطلب بسیار ساده باشه:

 یک نکته در موارد بسیاری از سوی مخالفان حجاب کمتر مورد توجه قرار میگیره ، و اون حس و غریزه زن در حفظ و حراست خود در برابر مردانه. مرد از بعضی لحاظها بر زن برتری داره مثل نیروی جسمانی . زن هم با هوش فطری خودش دریافته که در همین بعضی ها نمی تونه با مرد برابری کنه (البته معمولا نه مطلقا) اما از سوی دیگه نقطه ضعف مرد رو همون نیازی یافته که خالق در وجود مرد نهاده .به قول شهید مطهری مرد رو مظهر عشق و طلب و زن رو مظهر معشوقیت ومطلوبیت نهاده. از این دید مرد مثل آب و زن مثل آتشه .اگه حائل بین اونها برداشته بشه آب بر آتش غلبه می کنه. اما اگه حائلی بین این دو گذاشته بشه مثل اینکه آب رو در ظرفی قرار بدن و آتش رو در زیرش روشن کنن این آتشه که برآب تاثیر میذاره و اونو گرم میکنه و بتدریج غلیان و جوشش دلخواه آتش در آب بوجود میاد .

تفاوت زن شرقی با زن غربی به قول هیچکاک در پوششونه که اونا رو جذاب کرده.

اما بعد دلایل اصلی حجاب ازنظر دین اسلام به پنج دسته تقسیم میشه :

۱. آرامش روانی

۲. مستحکم شدن پیوند خانواده ومفهوم پیدا کردن اون

۳. تقویت مبانی اجتماعی

۴.ارزش و احترام زن

۵.عدم اختلاط نسل

بقیه مطلب رو در ادامه درددل بخونید. .


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:4 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


   در  چرایی حجاب

 

تازگیا مباحثی در مورد حجاب توی فضای شیشه ای وب به چشمم میخوره که باعث شده این سطور رقم بخوره. نکته اینکه سعی کردم تا سر حد امکان ساده بنویسم.

اما بعد:

کسانی که بین حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرقی قایل نیستند دلایلی رو برای حجاب ذکر می کنند:

1. رهبانیت و ریاضت(به عنوان ریشه فلسفی)

2. عدم امنیت زنان ( به عنوان ریشه اجتماعی )

3. استثمار زن(ریشه اقتصادی)

4. حسادت مردانه (ریشه اخلاقی)

5.عادت زنانگی (به عنوان ریشه روانی )

برای خوندن ادامه مطلب روی ادامه درد دل کلیک کنید

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:40 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


چرا در غرب ترس عامل گرایش به دین معرفی می شه؟

امروز میخوام یه مقدارمتفاوت با گذشته بنویسم.دین مقوله ایه که هرکس با توجه به نفس خودش با اون برخورد می کنه .

در پاسخ به این سوال اول باید چند نکته توضیح داده بشه :
 دین در منظر غرب همون افعییه که سالها بعنوان ابزار توسط ارباب کلیسا بهشون تحمیل شده بود
فضایی آکنده از وحشت و ترس واضطراب ،اونها وقتی در مورد دین مینویسن یا صحبت می کنن تصور شما از حرفهای ایشون بیشتر به یه اژدها شبیهه و یا یه شوالیه ترسناک تا دین ،حال اونکه دین مسیحیت اینی نیست که الان در غرب در جریانه و حتی اونی هم نبود که قبل از رنسانس در جریان بود .مسیحیت در حقیقت دینی بود که توسط افرادی سود جو تحریف شد و به عنوان ابزاری برای اعمال قدرت ارباب کلیسادر اومد .

اما چرا ؟شما نگاهی به انجیل اونها بندازید این اون کتاب آسمانی مسیح علیه السلام نیست. این کتاب یک (همونطور که خود مسیحیها هم قبول دارن ) سرگذشته از اتفاقات و حوادث پیرامون حضرت مسیح علیه السلام که توسط حوارین و شاگردان آنها نوشته شده.
خوب البته اگر همین هم درست اجرا می شد شاید اصلا الان مارتین لوتری وجود نداشت ویا دیگه حضرات جامعه شناس و روان شناس(که البته روان شناس لفظ درستی نیست طبیعت شناس درست تره)الان دین رو اینجوری مورد خطاب قرار نمی دادن .
به هر حال اونچه که جامعه شناسها تحت عنوان دین به گردونه خودشون راه نمی دن وجامعه شناسی دینی رو رد می کنن و یا با الفاظ کذایی اون رو تعریف میکنن بیشتر سنت حاکم بر غرب تا زمان رنسانس و حتی گاهی بعد از اونه تا دین که صد البته و متاسفانه جامعه شناس های مقلد شرقی هم از این حیث با اونا همخوانی دارن .

منتظر نظرات قشنگتون هستم

                                                                                                          همین

یا حق

+ نگاشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:33 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |